ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ١١٣ - باب چهاردهم در تعريف آداب قرائت قرآن
بايد دانست كه استعاذه متنوّع است به دو نوع:
يكى- به زبان، و گفتن: اعوذ باللَّه، و اين استعاذه را چندان قدرى و كمالى نيست. و استعاذه حقيقى آن است كه، هر در ورود آن ديو، و طريق اغوا و اضلال او بازشناسى، و از هر راه كه قصد تو كند، سر راه در وى دربندى، و ارباب مجاهده كه عنان اختيار از دست اين مكّار ربودهاند، فرمودهاند كه: او از ده باب در مىآيد:
اوّل- از باب حرص، و آن را به قناعت مىتوان بست و كريمه: وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها (هود- ٦٦)، را «نصب العين» خود ساخت.
دوم- از باب طول امل در مىآيد، و آن را به خوف موت، مسدود مىتوان كرد و التجا به كريمه: وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ (لقمان- ٣٤)، مىتوان برد.
سوم- از ممرّ طلب راحت و نعمت در مىآيد، و آن را به زوال نعمت و ياد كردن صعوبت و سختى حساب، مقابله مىتوان كرد، و تأديب او به وعيد: ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ (حجر- ٣)، بايد كرد.
چهارم- از معبر عجب و خودبينى در مىآيد، آن راه را به خوف عاقبت مسدود بايد ساخت، و تقويت از آيه: فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَ سَعِيدٌ، بايد جست.
پنجم- دخل و تصرّف وى از ممرّ استخفاف برادران مؤمن است، آن را به رعايت حرمت و مبادرت ايشان، قلع بايد نمود.
ششم- عبور او از راه حسد است، آن را به رضا دادن به قسمت الهى و عدل در حكم پادشاهى، مقابله بايد نمود، و استدلال به آيه: نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا (زخرف- ٣٢)، بايد نمود.
هفتم- از راه ريا و سمعه و طلب خودنمائى در مىآيد، و آن طريق را به اعمال اخلاص، در اعمال بايد گرفت. و اعتماد بر كريمه: وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً (كهف- ١١٠)، بايد كرد.
هشتم- از راه بخل در مىآيد، دل را به فناى: «ما في ايدى النّاس ينفد»، قرار بايد داد و به بقاى: ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ (نحل- ٩٦)، اقرار بايد كرد.