ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٣٦١ - باب پنجاه و هشتم در باره تواضع
يعنى: از براى اهل تواضع، نورى و سيمائى است كه، مىشناسند ايشان را به آن نور و سيما، اهل آسمان از فرشتگان، و اهل زمين از علما و عرفا.
قال اللَّه تعالى: وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ. (اعراف- ٤٦)
خداوند عالم مىفرمايد كه: بر اهالى اعراف مردانى باشند مشرف بر بهشت و دوزخ، كه ببينند و بشناسند هر يك از اهل بهشت و دوزخ را به علامتهاى ايشان، چه بهشتيان سفيد روى باشند و دوزخيان سياه روى. و گويند: اين موضع را به جهت آن «اعراف» گويند كه، ساكنان آن عارف باشند به اهل بهشت و دوزخ، و ساكنان اعراف، انبيا هستند يا شهدا يا افاضل مؤمنان يا ملائكه بر صورت مردان. و بودن ايشان در اعراف، دليل فضل و كرامت ايشان است، چه از آنجا منازل خود را در بهشت ببينند و از آن ملتذّ شوند، و عذاب دوزخ را مشاهده مىكنند و از خلاصى از آن مسرور مىگردند.
و بعضى گفتهاند كه: بر اعراف كسانىاند كه حسنات و سيّئات ايشان، مساوى باشند يا يكى از ابوين، از ايشان راضى باشد و يكى نه. و يا موحّدانى كه در عمل تقصير كرده باشند.
و اصحّ آن است كه، افاضل اهل ايمان در آنجا مىباشند و مؤيّد اين است كه، «ثعلبى» در تفسير خود از ابن عبّاس رضى اللَّه عنه نقل كرده كه: اعراف، منزل بلندى است از صراط كه امير المؤمنين عليه السّلام و حمزه و عبّاس و جعفر طيّار «رضى اللَّه عنهم» بر آنجا باشند و دوستان خود را بشناسند، به تازگى و سفيدروئى، و دشمنان خود را به تيرگى و سياهروئى.
و محمّد بن جعفر بن راشد كه يكى از راويان اهل سنّت است، روايت كرده كه:
پدرم به من گفت كه: من از حسين بن علوان شنيدم كه او از سعد بن طريف شنيده كه اصبغ بن نباته گفت: روزى در مجلس منوّر شاه اوليا، علىّ مرتضى «عليه و آله الصّلوة» نشسته بودم كه، عبد اللَّه بن الكوّاء در آمد و گفت: يا امير المؤمنين، مرا آگاه كن از تفسير آيه وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ (اعراف- ٤٦). آن حضرت فرمود كه:
يا بن الكوّاء، آگاه باش! ما كه اهل بيت نبوّت و معدن رسالتيم، فرداى قيامت زمام