ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٦٣ - باب ششم در تعريف شكر
و إلّا يعصيه بنعمته، او يخالفه بشيء من امره و نهيه، بسبب نعمته
و باز از جمله شكر الهى، عصيان نكردن او است به نعمت او. يعنى: نعمت او را به معصيت صرف نكردن، نه نعمتهاى داخلى، مثل آنكه اعضا و جوارح و قوا را به غير آنچه بايد كار فرمود، كار نفرمايد. و به نعمتهاى خارجى مثل آنكه مال را در مصارف نامشروع صرف نكند و اسراف در او جايز نداند.
حاصل آنكه، شكر نه همين گفتن «شكرا للَّه» است، بلكه حقّ شكر آن است كه، جوارح و اعضا را به غير آنچه لايق به او است و شغل او است، مشغول ندارد.
مثل آنكه شغل «زبان» آن است كه: به حقّ متكلّم باشد، يا واجب يا سنّت يا مباح، و از غير اينها، مثل: خبث و هجو و فحش و غيبت، مجتنب و ساكت باشد.
و حقّ «سمع»، آنكه: به شنيدن قرآن و حديث و مسائل شرعى و مدح انبيا و اوصيا و امثال اينها، مشغول باشد و از شنيدن لغو و هجو و خبث و غيبت و كذب، محترز باشد.
و حقّ «چشم»، آنكه: به نظر عبرت به مخلوقات نظر كند و به تلاوت قرآن و حديث و مانند اينها، مشغول شود و از نظر كردن به حرام و اسباب و امتعه ملوك و اهل دنيا، از روى ميل و خواهش، خود را باز دارد. و دل را به ياد خدا و به تحصيل علوم دينيّه و معارف الهيّه متوجّه سازد، از فكرهاى واهيه و شغلهاى زايفه، احتراز نمايد. و به همين قياس (ساير اعضاء).
و كن للَّه عبدا شاكرا على كلّ حال، تجد اللَّه ربّا كريما على كلّ حال
يعنى: باش تو خداى را، بندهاى شاكر در همه حال، در وسعت و تنگى، صحّت و خستگى، تا بيابى او را ربّ كريم. يعنى: هر گاه تو شكر نعمت او بجا آوردى و در هيچ حال، دقيقهاى از شكرگزارى فروگذار نكردى، هر آينه لطف و كرم او شامل حال تو مىشود، و در جميع حالات مشمول عواطف او خواهى شد. چنان كه فرموده: لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ (إبراهيم- ٧) يعنى: اگر شما شكر نعمت من بجا مىآريد و نعمتهاى مرا در مصارف خير صرف مىكنيد، و به ارباب حاجت به قدر