ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٦٥ - باب ششم در تعريف شكر
يكى- دنيوى بودن، نه اخروى.
دوم- آنكه عظيمتر از اين نيست، با آنكه ممكن بود كه از اين عظيمتر باشد.
سوم- آنكه موافق رضاى الهى است.
چهارم- اميد ثواب و عوض است، در آخرت.
و بعضى دو نعمت ديگر بر او افزودهاند:
يكى- زايل شدن اين محنت.
دوم- از جانب خدا بودن.
و بعضى مىگويند كه: سختيهاى دنيا، نعمت است حقيقتا، چرا كه به ازاى اين محنتها و مصائب، در عاقبت منافع عظيمه و مثوبات جزيله مقرّر است. كه مشقّت اين شدائد و محن، در جنب آن عوضها محو و مضمحلّ است. مثل طبيبى كه از براى دفع كوفت صعبى، دواى كريه به مريض دهد و فصدش فرمايد، هر چند دوا كريه است و فصد و حجامت زحمت، امّا در جنب شفا و عافيت، نعمت است. پس به ازاى اينها، شكر لازم است نه صبر تنها. و مؤيّد اين، از حضرت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله مروى است كه در محنت مىگفتهاند:
«الحمد للَّه على ما ساء و سرّ».
و نيز در ميان علما، خلاف است كه فضيلت شكر بيشتر است يا صبر؟ بعضى بر آن هستند كه شكر افضل است و مرتبه شاكر از مرتبه صابر، بلندتر است. و دليل ايشان، آيه مذكور است و نيز در تعريف حضرت نوح صلّى اللَّه عليه و آله، حضرت بارى «عزّ اسمه» فرموده است كه: إِنَّهُ كانَ عَبْداً شَكُوراً (اسراء- ٣)، و در تعريف حضرت إبراهيم صلّى اللَّه عليه و آله فرموده است كه: شاكِراً لِأَنْعُمِهِ (نحل- ١٢١).
و دليل ديگر، قول مشهور است كه: «ان انعم فاشكر، احبّ إلىّ من ان ابتلى فاصبر»، يعنى: اگر نعمت داده شوم من و شكر آن نعمت بجا آرم، به از آن است كه مبتلى شوم به بلائى و صبر كنم.
و بعضى مىگويند كه: مرتبه صبر، بلندتر از مرتبه شكر است و ثواب آن بيشتر، چرا كه مشقّت صبر عظيمتر است، پس به مقتضاى:
«افضل الاعمال أحمزها».
، ثواب صبر، بيشتر باشد و مرتبه او فاضلتر. و ديگر آنكه خداى تعالى تعريف صبر