ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ١٧٧ - باب بيست و سوم در بيان سلامتى
قال اللَّه تعالى: إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ، قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ؟ قالُوا: كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ، قالُوا: أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها؟! (نساء- ٩٧)
چنان كه جناب عزّت در مقام تعبير و توبيخ جميع كه، ترك هجرت كردند و مرافقت كفّار نمودند، فرموده است كه: به درستى كه آنان كه جان مىستانند از ايشان فرشتگان، كه اعوان ملك الموتند، در حالتى كه ستمكار بودهاند بر نفس خود به ترك هجرت و مرافقت كفّار، گفتند فرشتگان از روى سرزنش، مر ايشان را كه: در چه چيز بوديد شما در كار دين خود؟ و با كدام طايفه بوديد از مشركان و موحّدان؟ ايشان بر سبيل اعتذار گفتند: بوديم ما ضعيفان و عاجزان در زمين مكّه، و كفّار بر ما غالب بودند و نتوانستيم كه هجرت كنيم. و يا آنكه به اظهار كلمه اسلام عاجز بوديم؟ گفتند فرشتگان به ايشان بر سبيل تكذيب كه: آيا نبود زمين خدا گشاده و بسيار، كه هجرت كنيد به طرف ديگر از آن. چنان كه مهاجران حبشه كردند، مىبايست شما هم هجرت كنيد و از شهر خود به شهر ديگر رويد و دين خود را سالم نگاه داريد.
و انتهز مغنم عباد اللَّه الصّالحين، و لا تنافس الاشكال
يعنى: خواه در حضر و خواه در سفر، غنيمت دان صحبت مردم خوب را و با مردم خوب و صالح و عالم، اوقات گذران. تا به حكم: «الصّحبة تؤثّر»، خو و طبيعت ايشان گيرى. و با كسانى كه به صورت، انسانند و از معنى انسانيّت دورند، همصحبت مباش، و يا آنكه با اقران و امثال خود، مفاخره و گزندگى مكن، هر چند به از ايشان باشى.
و لا تنازع الاضداد
و هر كه با تو در مقام منازعه و مجادله باشد، مجادله مكن و از روى مماشات با او سر كن.