ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٣٨٦ - باب شصت و دوم در باره علم
احاطه علمى، نه مكانى. و همچنين ساير صفات الهى را، از صفات نفس مىتوان فهميد و به فكر و تأمّل، راه به او مىتوان برد.
بعضى، از اين حديث شريف، استدلال كردهاند به بداهت معرفت واجب الوجود، و بعضى استدلال كردهاند به امتناع معرفت ذات و صفات الهى. و جمع ميان قولين به كنه و به وجه است، چنان كه به اندك تأمّل ظاهر مىشود.
ثمّ عليك من العلم بما لا يصحّ العمل إلّا به و هو الاخلاص
مىفرمايد كه: بعد از آنكه علم به احكام شرع و معرفت نفس و معرفت واجب الوجود، في الجمله حاصل كردى، لازم است بدانى كه هيچ عمل، خواه واجب و خواه سنّت و خواه حرام و خواه مكروه، بىاخلاص خالص به درجه صحّت نمىرسد و به حليه قبول در نمىآيد.
قال النّبىّ صلّى اللَّه عليه و آله: نعوذ باللَّه من علم لا ينفع، و هو العلم الّذى يضادّ العمل بالاخلاص
حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله فرموده است كه: پناه مىبريم ما به خداوند عالم، از علمى كه نفع نداشته باشد و آن علمى است كه مقارن عمل نباشد و از اخلاص خالى باشد و باعث و داعى به آن علم، نجات از عذاب و قرب الهى نباشد.
و اعلم انّ قليل العلم يحتاج إلى كثير العمل، لانّ علم ساعة يلزم صاحبه استعمال طول العمر
يعنى: بدان كه علم اندك، مستدعى عمل بسيار است، چرا كه تحصيل يك مسأله يا بيشتر، زياده از يك ساعت يا نيم ساعت نيست و عملش در تمام عمر است. حاصل آنكه علم از براى عمل است و علمى كه عمل با او نيست، وبال است و در آخرت موجب عقاب و نكال است.
قال عيسى بن مريم عليه السّلام: رايت حجرا مكتوبا عليه: اقلبنى، فقلبته، فاذا