ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٢٢٨ - باب سى و سوّم در بيان ورع
الهى است، رسد، و چركين و تيره شود، و نور الهى از او سلب شود، و مرتبه تو نزد واجب الوجود به سبب آن، پست شود، و در روز قيامت حسرت و ندامت بار آرد، و نيز به سبب او حيا و آزرم كه مانع ارتكاب مناهى و عائق از «اقتراف مآثم» است از تو دورى كند.
و المتورّع يحتاج إلى ثلاثة اصول، الصّفح عن عثرات الخلق اجمع، و ترك الحرمة فيهم، و استواء المدح و الذّمّ
مىفرمايد كه صاحب ورع، محتاج است به سه اصل:
يكى- آنكه اعراض كند از آزارهاى مردم و متعرّض ايشان نشود.
دوم- آنكه در افشاى حال مردم نباشد و غيبت ايشان نكند.
سوم- آنكه مساوى باشد مدح و ذمّ مردم نسبت به او، نه از مدح كسى خرسند شود و نه از ذمّ كسى دلگير.
و اصل الورع دوام المحاسبة، و صدق المقاولة، و صفاء المعاملة، و الخروج عن كلّ شبهة، و رفض كلّ ريبة، و مفارقة جميع ما لا يعنيه، و ترك فتح ابواب لا يدرى كيف يغلقها، و لا يجالس من يشكل عليه الواضح، و لا يصاحب مستخفّ الدّين، و لا يعارض من العلم ما لا يحتمل قلبه، و لا يتفهّمه من قابله، و يقطع من يقطع عن اللَّه عزّ و جلّ
مىفرمايد كه: اصل ورع، دوام محاسبه است با نفس. يعنى: هميشه با خود در حساب باشى و لگام نفس را كشيده دارى و از دست رها نكنى، و هرگز از او غافل نشوى، كه غفلت از او موجب افتادن در مهالك است.
اصل ديگر: صدق مقاوله است. يعنى: هر چه گوئى، راست گوئى و هرگز ميل به دروغ نكنى، كه دروغ موجب خسران نشأتين است.
اصل ديگر: صفاى معامله است، يعنى: در معاملات، مثل خريد و فروخت و