ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٣٩٦ - باب شصت و سوّم در آداب فتوى دادن
تقوى به از او نباشد.
قال النّبىّ صلّى اللَّه عليه و آله: و ذلك لربّما و لعلّ، و لعسى لانّ الفتيا عظيمة
حضرت سيّد بشر صلّى اللَّه عليه و آله مىفرمايد كه: فتوى دادن در احكام شرع، بسيار عظيم و خطير است، چرا كه بسيار باشد كه خطا كند و خلاف قانون شرع، فتوى دهد. بلكه احتمال خطا از صواب نزديكتر است و امكان غلط از صحّت بيشتر.
يا مراد اين باشد كه: مفتى بعد از بذل جهد در تحقيق مسأله و اتّصاف به شرايط فتوى، فتوى را از روى قطع و جزم نگويد و نگويد كه حكم خدا البتّه چنين است كه من مىگويم، بلكه بايد به سبيل احتمال بگويد، و بگويد كه: شايد اين مسأله چنين باشد، يا نزديك است كه چنين باشد.
و قال امير المؤمنين عليه السّلام لقاض: هل تعرف النّاسخ و المنسوخ؟ قال لا، قال: اذا هلكت و اهلكت
حضرت امير عليه السّلام از يك قاضى پرسيد كه: آيا تو شناختهاى منسوخ قرآن را از ناسخ؟ و دانستهاى كه در قرآن و حديث، كدام آيه و كدام حديث ناسخ است و كدام منسوخ؟ قاضى گفت: نه، حضرت فرمود كه: راه به مراد و قصد الهى از هر آيه قرآن بردهاى؟ و مراد او را عزّ شأنه، از هر آيه از آيات قرآن دانستهاى كه چه چيز است؟ گفت: نه، فرمود كه: پس تو هر گاه ناسخ را از منسوخ تميز نكرده باشى، و بر مراد الهى از هر آيه از آيات قرآنى راه نبرده باشى و با اين همه جهل و نادانى، حكم كنى در ميان مردم و فتوى دهى، خود جهنّمى هستى و هم كسى كه به فتواى تو عمل كند.
و المفتى يحتاج إلى معرفة معانى القران، و حقائق السّنن، و بواطن الإشارات و الآداب، و الاجماع و الاختلاف، و الاطّلاع على اصول ما اجمعوا عليه، و ما اختلفوا فيه، ثمّ إلى حسن الاختيار، ثمّ العمل الصّالح،