ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٥٢٧ - باب هشتاد و هفتم در يقين
حضرت فرمود كه: اگر يقين عيسى عليه السّلام زيادتر مىبود، بر روى هوا هم راه مىرفت.
پس اين كلام حضرت دلالت دارد كه مرتبه يقين، بسيار رفيع است. كه انبيا با وجود رفعت مرتبه، مختلف هستند در مرتبه يقين.
و المؤمنون ايضا متفاوتون في قوّة اليقين و ضعفه، فمن قوى منهم يقينه فعلامته التّبرّى من الحول و القوّة إلّا باللَّه، و الاستقامة على امر اللَّه، و عبادته ظاهرا و باطنا، قد استوت عنده حالتا الوجود و العدم، و الزّيادة و النّقصان، و المدح و الذّمّ، و العزّ و الذّلّ، لأنّه يرى كلّها من عين واحدة
مىفرمايد كه: چنان كه انبيا با مناعت شأن و رفعت مكان، مختلف هستند در مرتبه يقين. مؤمنان نيز مختلف هستند در مرتبه يقين، و علامت قوّت و ضعف ايشان در يقين، قوّت و ضعف ايشان است در مراتب عبادت و طاعت و تفويض مهمّات به كافى المهمّات. هر كه عبادت او بيشتر است و تفويض كارها به خدا كاملتر و تبرّى از حول و قوّت خود شاملتر، يقين او كاملتر است. و علامت ديگر از براى قوّت يقين، مساوى بودن متقابلات است از وجود و عدم و حيات و موت و وسعت و تنگى و مدح و ذمّ و عزّت و ذلّت. يعنى: همه اينها پيش او مساوى باشد و از هيچ كدام اينها تفاوت در خود نبيند. چه، هر كه يقينش قوى است، سرچشمه همه اينها را يكى مىبيند كه مبدء سلسله موجودات است و غير او را محو و نابود مىداند و كرده او را عين حكمت و مصلحت مىشمارد و با وجود اين اعتقاد، قبول بعضى و ردّ بعضى معقول نيست و غير تسليم و رضا، چارهاى نه.
و من ضعف يقينه تعلّق بالاسباب، و رخّص لنفسه بذلك، و اتّبع العادات، و اقاويل النّاس بغير حقيقة، و السّعى في امور الدّنيا، و جمعها و امساكها، يقرّ باللّسان انّه لا مانع و لا معطى إلّا اللَّه تعالى، و انّ العبد