ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٤٤٩ - باب هفتاد و سوّم در وصيّت
منازعة ربّك، فقال: زدنى، فقال: ايّاك و ما تعتذر منه فانّ فيه الشّرك الخفىّ، فقال: زدنى، فقال: صلّ مودّع، فانّ فيها الوصلة و القربى، فقال:
زدنى، فقال: استحى من اللَّه تعالى استحياءك من صالح جيرانك، فانّ فيه زيادة اليقين
روايت است كه شخصى از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله طلب كرد كه مرا وعظى و پندى ده، حضرت فرمود كه: هرگز غضبناك مشو و در هيچ واقعه و حادثه غضب به خود راه مده، چرا كه هيجان غضب، عنان اختيار از دست آدمى مىربايد و گاه باشد كه در حين استيلاى غضب، حرفى چند بگويد كه موجب خسران دنيا و آخرت باشد.
سائل گفت: يا حضرت، زياد كن. حضرت فرمود كه: كارى مكن كه محتاج به عذر شوى، يعنى: بايد كار تو در ظاهر و نهان يكسان باشد و كارى نباشد كه هر گاه ظاهر شود، محتاج به عذر شوى، چه هر چه محتاج به عذر است، البتّه خالص نيست و هر چه خالص نيست، شرك خفى است و شرك خفى مانند شرك جلى اجتناب از او لازم است و فرق ميان شرك خفى و جلى آن است كه شرك جلى، العياذ باللَّه قائل شدن شريك است از براى ذات اقدس الهى. مثل نصارى كه به الوهيّت عيسى و مريم عليهما السّلام قائلند و ايشان را نيز خدا مىدانند.
و شرك خفى غير خدا را دخل دادن است در عمل خير و به مضمون: «و جعل الهه هواه»، عمل نمودن، و از مضمون بلاغت مشحون: وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً (كهف- ١١٠)، انحرافورزيدن.
باز سائل گفت: يا حضرت، زياد كن. حضرت فرمود كه: در نماز بسيار به خضوع و خشوع باش و در هر نماز كه مىكنى انگار كه آخرين نماز است كه مىكنى و به نماز ديگر نخواهى رسيد.
باز سائل گفت: زياد كن يا حضرت، فرمود كه: شرم دار از خداوند عالم چنان كه شرم مىكنى از همسايه. يعنى: چنان كه از همسايه ملاحظه مىكنى و از ارتكاب بعضى از قبايح اجتناب مىنمائى، خداوند كه عالم است به ظاهر و باطن تو و در