ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٢٩
نيافتن، و اين نشانه غفلت و قساوت قلب است، چرا كه لذّت طاعت و بندگى نمىباشد، مگر با حضور قلب و اطمينان خاطر، و در حال وقف، كه حال غفلت است، نه حضور قلب است و نه اطمينان خاطر.
دوم- تلخ نبودن معصيت است، اين نيز نشانه غفلت است، چرا كه ادراك كردن مرارت و تلخى از فعل معصيت، فرع صفاى باطن است و ادراك كردن لذّت از فعل طاعت، و در حال وقف و غفلت از بارى «عزّ اسمه»، چنان كه از ارتكاب طاعت لذّت نيست، از اقتراف گناه نيز تلخى نخواهد بود. از اين جهت است كه از اهل اللَّه، اگر گاهى به سبيل اتّفاق، خواه از روى اختيار و خواه از روى اضطرار، خلاف شرعى يا خلاف اولائى، صادر شود، در كام ايشان بسيار تلخ و ناگوار است و في الفور، در مقام تدارك و استغفار مىشوند. به خلاف اهل دنيا و اهل قساوت قلب كه حال ايشان به عكس اين است، بندگى خالق به ايشان در نهايت صعوبت و تلخى است و اطاعت مخلوق در غايت سهولت و گوارائى، بسا باشد كه از خدمت سلاطين و حكّام، به توقّع مرتبه پستى و نفع سهلى، متحمّل زحمات شاقّه شوند و در تمام روز و شب به گرسنگى و سرما و گرما و بيخوابى بسر برند و به اين حال راضى باشند و از دو ركعت نماز به وقت، كه في الجمله به حضور قلب باشد، كاره باشند و ندانند كه فايده اين، فايدهاى است ثابت و غير منقطع، و فايده آن اگر بشود، فايدهاى است دنيوى و منقطع و مشوب و آميخته به چندين كدورات و مكاره، و منشأ اين، نيست مگر غفلت و خاطر نياوردن مراتب عاليه قرب الهى و راه نبردن به عظمت و بزرگى او.
سوم- اشتباه حلال است به حرام. يعنى: در مأكولات و مطعومات و مكاسب، احتياط ننمودن و حرام و مشتبه را، از حلال و غير مشتبه، تميز نكردن. مانند گاو خوش علف، هر چه به دست افتد، صرف كردن و به حيطه تصرّف در آوردن، اين صفت نيز نشانه غفلت است.
فايده قيد علم اشاره است به آنكه اشتباه و عدم تميز ميان حرام و حلال و شبهه، در هنگام غفلت از بارى عزّ شأنه، نظر به علم، غافل است و عدم اعمال علم، نه نظر