ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ١٢٥ - باب شانزدهم در تعريف آداب سجود
عاليه، چه مىكنم دنيا را و زحمت آن را؟! و اگر كافر يا فاسق باشد، به خلاف اين.
و لا بعد عن اللَّه ابدا من حسن تقرّبه في السّجود، و لا قرب إليه ابدا من اساء ادبه
يعنى: دور نيست از رحمت الهى هرگز، هر كه تقرّب جست به خداوند عالم در حال سجود. يعنى: در وقت سجود، غافل نشد و دانست كه چه مىكند و بساط كه را مىبوسد و نعت و بزرگوارى كه را به زبان مىراند. و دور است از رحمت الهى هر كه سجود او، از روى ادب نيست و از آنچه در آن وقت بايد متذكّر بود، غافل باشد.
و ضيّع حرمته و يتعلّق قلبه بسواه
و ضايع كند، حرمت و عزّت مولاى حقيقى خود را، دل ببندد به غير او و به غير او متوجّه باشد.
فاسجد سجود متواضع للَّه ذليل
يعنى: سجده كن خداوند را در نماز از روى تواضع و فروتنى و ذلّت، عظمت و بزرگوارى حضرت عزّت را به خاطر آور. و در وقت ذكر تسبيح سجود كه:
«سبحان ربّى الاعلى و بحمده».
است، از علوّ شأن و رفعت مكان مسجود، غافل مباش.
حديث است كه: در آسمان، ملكى است كه نام او خرفائيل است و از براى او هيجده هزار بال است. و ما بين هر بال تا بال ديگر، پانصد سال راه است. روزى به خاطر آن ملك گذشت كه: آيا در بالاى عرش چيزى باشد يا نه؟ خداوند عالم بالهاى او را دو چندان كرد و فرمود كه: بپر، اى ملك. پس آن ملك به پريدن آمد و بيست هزار سال بپريد و به سر يك قائمه، از قائمههاى عرش نرسيد. باز خداوند عزّت، بالهاى او را و قدرت او را، مضاعف كرد و فرمود كه: بپر. باز آن ملك به طيران آمد و سى هزار سال ديگر بپريد و باز به سر قائمهاى از قوائم عرش نرسيد.