ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٤٤٢ - باب هفتاد و دوّم در بيان موعظه و پند
آنچه مىگيريد از وعظ و گر نه باعث زيادتى گمراهى مردم مىشود، نظر به موعوظ ناقص است كه كمال چندان ندارد. امّا اگر موعوظ كسى باشد كه به نور توفيق الهى از ارتكاب قبايح و نامشروعات مجتنب باشد و دل او از چرك گناه و معاصى في الجمله، منزّه باشد و از شعار معرفت و دثار تقوى، في الجمله متلبّس باشد، هر چند واعظ چنين موعوظى، مرتكب معاصى و نافرمانى باشد كه باز موعوظ كذائى از وعظ او منتفع مىشود و از پند او متأثّر مىگردد و به حكم «نُورٌ عَلى نُورٍ» باعث زيادتى نور معرفت او مىگردد و به مضمون:
«انظر إلى ما قال و لا تنظر إلى من قال».
، گوش به سخن داده نظر از سخنگو بر مىدارد و از پند و وعظ او منتفع مىگردد.
قال الحكماء: خذ الحكمة من افواه المجانين
چنان كه حكما گفتهاند: فراگير حكمت را از ذهنهاى مجنونها، چه غالب گفتار و كردار مجنون ناپسند و مذموم است و خلاف گفتار و كردار او، مناط اعتبار و ممدوح است. چنان كه از لقمان پرسيدند كه: ادب را از كه آموختى؟ گفت: از بىادبان، كه هر چه از ايشان صادر شد، نقيض او كردم و خلاف او را اختيار نمودم.
و كلام محمّد بن حنفيّه كه در باب اقتدا مذكور شد نيز مؤيّد اين است.
و ممكن است كه مراد از «مجنون» مجذوب باشد و مجذوب كسى است كه از جهت فرط محبّت الهى و نهايت توجّه به جناب احديّت، انس و الفت به عالم محسوسات ندارد و با مردم اختلاط و آميزش نمىكند، و اكثر اوقات، ساكت است و مست شراب معرفت است و معلوم است كه هر چه امثال اين جماعت گويند و كنند، مناط اعتبار است و متابعت او لازم است و واجب، هر چند اين حلّ، في نفسه خوب است، امّا نظر به سوق كلام، حلّ اوّل انسب است.
قال عيسى بن مريم عليه السّلام: جالسوا من يذكّركم اللَّه رؤيته و لقاؤه فضلا عن الكلام، و لا تجالسوا من توافقه ظواهركم و تخالفه بواطنكم.