ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ١٥
مغفرت و آمرزش است از جانب او، به وسيله عبادت و بندگى.
و دليل الحبّ ايثار المحبوب على ما سواه
و نشانه دوستى، اختيار كردن رضاى محبوب است بر هر چه غير او است. پس دليل دوستى خدا، بر گزيدن دوستى او است بر همه كاينات و قطع كردن ميل و خواهش از غير او، هر چه باشد. پس با ميل به دنيا و خواهش دنيا و علاقه به آن، دعوى دوستى الهى از قبيل جمع بين الضدّين است و محال.
فاذا تحقّق العلم في الصّدر خاف
چون معلوم شد كه خوف الهى به قدر علم و دانش است، پس هر گاه ثابت شد در سينه مؤمن، علم به بزرگوارى خداى تعالى، و مراتب حشر و نشر و ثواب و عقاب، در دل وى جا كرد به سبب اين علم، حاصل مىشود في الجمله، ترس و بيم الهى در دل وى.
و اذا صحّ الخوف هرب
و هر گاه صحيح شد ترس الهى در دل او، گريزان مىشود از غير خدا و از مردم تنفّر مىكند و به مقتضاى:
«فرّ من النّاس فرارك من الاسد».
، عمل خواهد كرد، يا مىگريزد از ارتكاب گناه و نافرمانى الهى، چرا كه ارتكاب معصيت از عدم خوف ناشى مىشود، چنانچه گذشت.
و اذا هرب نجا
يعنى: هر گاه گريخت از هر چه موجب دورى است از خداى تعالى، نجات يافت از مهالك دنيا و آخرت.
و اذا اشرق نور اليقين في القلب شاهد الفضل
يعنى: هر گاه از مرتبه علم، ترقّى كرد و به مرتبه يقين رسيد و نور يقين در دل او تابيد و ثابت و راسخ شد، در اين حالت مىيابد در خود فضيلتى و نورى كه پيشتر