ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ١٣٩ - باب هيجدهم در تعريف آداب سلام
حفظتك ان لا تبرمهم و تملّهم و توحشهم منك بسوء معاملتك معهم، ثمّ صديقك ثمّ عدوّك
يعنى: اگر خواهى كه وضع كنى سلام را بجاى خود و به مقتضاى او عمل كنى، پس بترس از جناب عزّت، و از اعمال رديّه و افعال قبيحه اجتناب كن، و سالم دار دين و عمل و دل خود را، از كدورت و تيرگى معاصى، و نيز سالم دار نويسندگان عملهاى خود را، كه «كرام الكاتبين» هستند، از ملالت و وحشت. كه به سبب عملهاى زشت تو و افعال ناپسند تو، در آزار باشند. و نيز چنان كن كه دوستان و مصاحبان تو، از تو بسلامت باشند و از تو آزار نبينند. و با دشمن نيز به نحوى سر كن كه فساد باطن به ظاهر تعدّى نكند، سلامت صورى به فتنه و فساد منجرّ نگردد، كه با دشمن نيز به قدرى، ارخاى عنان و مماشات لازم است.
فاذا لم يسلم من هو الاقرب، فالابعد اولى
و هر گاه اقارب و نزديكان، از آزار كسى سالم نباشد، مثل كتبه اعمال، پس اباعد و اجانب به طريق اولى سالم نخواهند بود.
و من لا يضع السّلام مواضعه هذه، فلا سلام و لا تسليم، و كان كاذبا في سلامه و ان افشاه في الخلق
و هر كه وضع نكند سلام را، بجاى خود و به مقتضاى او، (چنان كه مذكور شد) عمل نكند. و دين و قلب و عقل او، از كدورات و اوساخ معاصى او، سالم نباشند و بندگان خدا از اباعد و اقارب، از او به رفاه نباشند، پس چنين كسى در دعوى سلام كاذب است، چه در سلام نماز و چه در سلام غير نماز، هر چند در افشاى سلام سعى كند. چرا كه هر كه لفظى بگويد و از معنى او غافل باشد و به مفهومش عمل نكند، حقيقتا كاذب است. پس صاحب چنين سلامى، در حقيقت افشاى سلام نكرده است و در سلك بخلاى سلام، مندرج خواهد بود.
و اعلم انّ الخلق بين فتن و محن في الدّنيا، امّا مبتلى بالنّعم ليظهر