ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٥٦٧ - باب نود و دوّم در حزن و اندوه
مىفرمايد كه: حزن و غم از بس مرغوب و مطلوب اهل اللَّه است، اگر لمحهاى ايشان از همّ و غمّ فارغ باشند، به فرياد و استغاثه مىآيند و بيتاب مىشوند و اگر حزن در دل كسانى كه چندان ربطى به مبدأ ندارند گذاشته شود، از استنكار او به فرياد مىآيند. و اين فوز عظيم را از خود دور مىكنند و قدر او را نمىدانند.
پس حزن مخصوص مؤمنين كامل و عرفاى فاضل است و حزن، اوّلى است كه ثانى او بشارت است به بهشت. و چون تفكّر اختصاص به عرفا ندارد، فرمود كه:
تفكر ثانىاى است كه اوّل او ايمان است، و ثالث او افتقار و احتياج به بارى تعالى از براى طلب نجات آخرت.
حاصل آنكه اگر كسى بعد از تحصيل ايمان كامل و اعتقاد به احوال مبدأ و معاد و به كلّ ما جاء به النّبى صلّى اللَّه عليه و آله، و اذعان نمودن به اينها، اگر از براى تقويت ايمان تفكّر كند، در مخلوقات و محسوسات، تا علم اصول خمسه كه اصول دين است، از براى او تقويت بيابد و كالمشاهد شود، تفكّر اين چنين بسيار ممدوح و مرغوب است. امّا بعد از آنكه عظمت و بزرگوارى حضرت بارى تعالى را و ضعف و ناتوانى خود را، ملاحظه كرده باشد و نجات از عذاب آخرت و قرب به جناب احديّت را از حضرت او طلبيده باشد.
حاصل آنكه تفكّر به اين شرط و شروط ممدوح است و گر نه، نه.
و الحزين متفكّر، و المتفكّر معتبر، و لكلّ واحد منهما حال و علم و طريق و علم و مشرب
مىفرمايد: هر كه صاحب حزن است، متفكّر است و هر متفكّر معتبر است و به نظر عبرت و بصيرت به مخلوقات نظر مىكند. و از براى هر كدام حالى و صفتى هست كه از براى ديگرى نيست، و همچنين مشرب و طريق هر كدام، غير ديگرى است.
از جمله احوالى كه اختصاص به صاحب حزن دارد و متفكّر از او محروم است:
يكى- وصول به مرتبه يقين است.