ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ١٢٦ - باب شانزدهم در تعريف آداب سجود
پس خداوند عالم وحى كرد به آن ملك كه: اى ملك، اگر تو از امروز كه اين همه پريدهاى و باز بپرى تا روز قيامت، كه به آخر يك قائمه نخواهى رسيد، و به ساق عرش و اصل نخواهى شد. پس آن ملك گفت:
«سبحان ربّى الاعلى و بحمده».
، و سوره: سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى (اعلى- ١) در آن وقت نازل شد و حضرت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود كه: بگردانيد اين تسبيح را در سجود خود.
و باز در كتب احاديث مذكور است كه: در آسمان، ملكى است كه از بزرگى جثه و بسيارى پر و بال، اگر نزول كند به زمين، زمين وسعت گنجايش او ندارد و نيز مذكور است كه بعضى از ملائكه آسمان، از دوش تا دوش ديگر و از شحمه گوش تا شحمه گوش ديگر، هفتصد سال راه است. و اگر همه آبهاى عالم را در سوراخ ناخن ايشان بريزند، مىگنجد و هنوز پر نمىشود. و اگر در آب چشمهاى او، كشتيها اندازند، تا روز قيامت آن كشتيها جارى باشند. غرض، از اين قبيل ملائكه در آسمان، بسيارند كه تفصيل آن در كتب احاديث است، خصوص در كتاب «مجالس» شيخ مفيد عليه الرّحمة، هر كه خواهد رجوع به آنجا كند.
علم انّه خلق من تراب يطأه الخلق، و انّه اتّخذك من نطفة يستقذرها كلّ احد، و كوّن و لم يكن
يعنى: سجود كن خدا را مثل سجود كسى كه، در نهايت خضوع و خشوع باشد.
و داند كه او مخلوق شده است از خاكى كه حيوانات، پا به روى آن مىگذارند و از روى او تردّد مىكنند. و از چنين خاكى آفريده شدهاند. يعنى: در هنگام سجود به خاطر بيار كه تو را خداوند عالم از اين خاكى كه سر بر او گذاشتهاى، آفريده است و باز به او معاودت خواهى نمود و خاك خواهى شد. و باز در آن وقت به خاطر بيار كه تو را آفريدگار، از منى پليد نجس، كه همه كس از او تنفّر دارند، آفريد. و خلعت وجود و حيات پوشانيد، بعد از آنكه نبودى. و از مرتبه عقل هيولانى به سرحدّ عقل و تميز رسانيد، تا شناخت او حاصل كنى و سر از اطاعت و بندگى او نپيچى. و اين فقره اشاره است به حديث قدسى كه فرموده:
«كيف