ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٣٦٨ - باب پنجاه و نهم در باره مقتضيات اقتداء
ديدم در زير عرش، صورى در دهن گرفته بر شكل شاخ و آن را چهار هزار منفذ بود، چشم در زير عرش كشيده بود. جبرئيل عليه السّلام را گفتم: چند گاه است كه او اين صور در دهن دارد؟ گفت: از آن وقت كه حق تعالى عالم را آفريده او اين صور در دهن گرفته، منتظر است كه كى فرمان الهى در رسد به دميدن آن، تا تأخير در آن واقع نشود.
در مجمع البيان مذكور است كه: اسرافيل دو بار در صور بدمد، در نفخه اوّل، همه خلايق بميرند و در دوم، همه زنده شوند. پس نفخه اوّل براى آخر شدن دنيا باشد، و دوم از براى ابتداى آخرت.
و قال امير المؤمنين عليه السّلام: الارواح جنود مجنّدة، فما تعارف منها ائتلف، و ما تناكر منها اختلف
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرموده است كه: نفوس انسان در عالم ذرّ، لشكرى بودند متفرّق و مختلف در الفت، بعضى با هم الفت داشتند و بعضى الفت نداشتند، و الفت و عدم الفت ارواح در اين عالم. كه عالم اشباح است، تابع الفت و عدم الفت ايشان است در عالم ذرّ. يعنى هر كدام از ايشان كه در عالم ذرّ، با هم الفت داشتهاند، در اين عالم نيز با هم انس و الفت مىگيرند، و هر كدام كه نداشتهاند، در اين عالم نيز ندارند و ميان ايشان الفت بهم نمىرسد.
و عالم ذرّ را اهل تفاسير چنان بيان كردهاند كه: حق تعالى بعد از خلق آدم و بعد از دخول او به بهشت، ذرّيت او را بيرون آورد، از صلب او بر مثال مورچههاى خرد و حيات و عقل و نطق در ايشان آفريد و ربوبيّت خود را بر ايشان عرض كرد و گفت: أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ؟ قالُوا: بَلى (اعراف- ١٧٢)، يعنى: آيا نيستم من پروردگار شما؟
ايشان قبول كرده گفتند: «بلى، شهدنا»، يعنى: اقرار داريم ماها به پروردگارى تو و ما بر اقرار خود گواه شديم. و چون ذرّيّت آدم بلى گفتند، حق تعالى ملائكه را گفت: گواه باشيد، ايشان نيز گفتند: «شهدنا».
و جمهور مفسّرين بر آنند كه بعد از خلق آدم و قبل از دخول بهشت، بر فضائى