ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٥٢٨ - باب هشتاد و هفتم در يقين
لا يصيب إلّا ما رزق و قسم له، و الجهد لا يزيد في الرّزق، و ينكر ذلك بفعله و قلبه
و هر كه يقينش ضعيف است، با خود وسوسه مىكند و مىگويد: اين عالم، عالم اسباب است و وجود مسبّب بىوجود سبب معقول نيست، پس بايد از براى تحصيل ماكل و مشارب و مساكن و مناكح و ملابس و غير اينها از ما يحتاج، سعى كرد و تردّد نمود و از براى تحصيل معاش از مذكورات و غيرها، هر سعى كه كنى گنجايش دارد و مثابى. و همچنين متابعت عادات كردن و گوش به سخن مردم دادن و هر چه گويند شنيدن، و همچنين جمع كردن مال و اسباب و بر روى هم گذاشتن از براى احتياط روز پيرى و كوفت و ناتوانى بايد قبيح نباشد. و با وجود آنكه به زبان اقرار و اعتراف دارد كه روزى ده و روزى رسان، رزّاق حقيقى است و از او به بنده نمىرسد مگر آنچه مقدّر است و نتيجه تردّد نيست مگر زحمت و تعب، و با وجود اعتراف به اين، عمر عزيز صرف تردّد مىكند و خلاف آنچه را كه مىگويد و اعتراف دارد، به عمل مىآرد.
قال اللَّه تعالى: يَقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يَكْتُمُونَ. (آل عمران- ١٦٧)
چنان كه خداوند عالم در قرآن مجيد فرموده: مىگويند مردمان به زبان چيزى كه در دل ايشان نيست و به دل اعتقاد به او ندارند و خداى تعالى داناتر است به آنچه ايشان كتمان مىكنند و در دل پوشيده دارند.
و انّما عطف اللَّه تعالى لعباده حيث اذن لهم في الكسب، و الحركات في باب العيش ما لم يتعدّوا حدوده، و لا يتركوا فرائضه و سنن نبيّه صلّى اللَّه عليه و آله في جميع حركاتهم، و لا يعدلوا عن محجّة التّوكّل، و لا يقفوا في ميدان الحرص، و امّا اذا نسوا ذلك و ارتبطوا بخلاف ما حدّ لهم، كانوا من