ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ١٠٣ - باب دوازدهم در آداب دخول مسجد
اقبالى هست و صلاحيّت خدمت او دارى. پس داخل شو به مسجد و پا به بساط قرب وى بنه، كه علامت رخصت بهم رسيد. و اگر آن را اجابت و قبول در خود مشاهده نكردى، و از عالم غيب كششى در خود نيافتى، پس به همان در مسجد توقّف كن و به همان جا ايستاده شو، مثل كسى كه متحيّر و مضطرّ باشد، و چاره كار خود نداند، و قطع اميد از دنيا كرده باشد، و مدّت عمرش بسر آمده. پس هر گاه صاحب بيت دانست كه تو از دل و جان به او ملتجىشدهاى، نظر رحمت به تو خواهد كرد و به آنچه رضاى تو هست، توفيق خواهد داد. چرا كه خداوند عالم، كريم است و همّت و گذشت را دوست مىدارد، و مىخواهد كه بندگان او، به او ملتجى باشند و در الحاح و ابرام مبالغه كنند. چنان كه مىفرمايد:
و إلّا، فقف وقوف مضطرّ قد انقطع عنه الحيل، و قصر عنه الامل، و قضى الاجل، فاذا علم اللَّه عزّ و جلّ من قلبك صدق الالتجاء إليه، نظر اليك بعين الرّافة و الرّحمة و اللّطف، و وفّقك لما يحبّ و يرضى، فانّه كريم يحبّ الكرامة لعباده المضطرّين إليه، المحترقين على بابه بطلب مرضاته
و شرح اين، به تفصيل مذكور شد و به اندك تأمّل، تطبيق ممكن است.
قال اللَّه تعالى: أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ (نمل- ١٦٢)
يعنى: آيا كسى هست كه اجابت كند و به غور مضطرّ برسد، هر گاه بخواند او را غير من؟