ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٤٦٥ - باب هفتاد و پنجم در توكّل
حقيقى توكّل را كه قرب الهى باشد. يعنى: غرض متوكّل از توكّل، قرب الهى باشد و بعد از هر چه غير او است و متوكّل اين چنينى با خدا است و هرگز از او جدا نيست و به مضمون بلاغت مشحون:
«كنت سمعه الّذى يسمع به، و بصره الّذى يبصر به».
، فائز و عامل است.
فان اردت ان تكون متوكّلا لا متعلّلا، فكبّر على روحك خمس تكبيرات، ودع امانيّك كلّها توديع الموت للحياة
پس اگر خواهى كه متوكّل به معنى ثانى باشى، كه حقّ توكّل است و غير مولاى حقيقى و صاحب تحقيقى، هيچ چيز ديگر منظور تو نباشد، پس خود را مرده گير و پنج تكبير كه از براى نماز ميّت مقرّر است بر خود گفته گير و بگذر از همه آرزوها، و وداع كن از همه تعلّقات، و از براى تحصيل حيات ابدى از حيات عارضى كه مشوب است به آلام و مكاره بگذر، و به حكم:
«موتوا قبل ان تموتوا».
، در زندگى خود را مرده گير.
و ادنى حدّ التّوكّل ان لا تسابق مقدورك بالهمّة، و لا تطالع مقسومك، و لا تستشرف معدومك، فتنقض باحدهما عقد ايمانك و أنت لا تشعر
مىفرمايد كه: پستترين مرتبه توكّل اين است كه روزيى كه از براى تو از جانب رزّاق حقيقى قسمت شده، پيش از وقت نطلبى، و توقّع زياده از قدر مقرّر هم نداشته باشى، و عمر عزيز خود را از براى تحصيل او در نبازى، كه اينها منافى توكّل است و تعرّض هر كدام از اينها، موجب زوال ايمان كامل است.
و ان عزمت ان تقف على بعض شعار المتوكّلين حقّا، فاعتصم بمعرفة هذه الحكاية
يعنى: اگر مىخواهى كه واقف شوى بر بعضى از شعار و طريقه اهل توكّل كه در