ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٤٨٩ - باب هفتاد و هشتم در بزرگداشت برادران مؤمن
مىكرد و درندهها و وحوش صحرا به گريه او گريه مىكردند و در روز چهلم دستها را به جانب آسمان برداشت و گفت: خداوندا چه كردى در حاجت من؟ اگر اجابت دعاى من كردهاى و مرا آمرزيدهاى، پس وحى فرست به پيغمبر خود تا مرا معلوم شود كه اجابت كردهاى، و اگر اجابت نكردهاى و اراده عذاب من دارى در روز قيامت، پس در دنيا آتشى فرست و مرا بسوزان و كار مرا به آخرت مينداز.
پس توّاب على الاطلاق و رحيم بالاستحقاق وحى فرستاد به پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و اين آيه نازل شد: وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ (آل عمران- ١٣٥)، حضرت جبرئيل از نزد ملك جليل، به پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله نازل شد و گفت كه: خداوند عالم دعا مىرساند و مىگويد كه: بنده من نزد تو مىآيد كه شفيع او شوى، از پيش خود مىرانى پس به كجا رود؟! و به جانب كه قصد كند؟! و آمرزش گناه خود از كه خواهد؟! اين آيه كه به حضرت نازل شد و اين خطاب عتاب آميز كه از جانب عزّت به او رسيد، از شهر بيرون رفت و از اصحاب مىپرسيد كه: كيست از شما كه دلالت كند مرا به جوان نبّاش توبهكار؟ معاذ گفت: يا رسول اللَّه من خبر دارم كه او در فلان موضع است.
حضرت با اصحاب به آنجا رفت. نگاه كرد، ديد كه جوان ايستاده است بر بالاى دو سنگ و دستها را به گردن غل كرده و از زحمت گرسنگى و برهنگى، رنگش سياه شده و از بسيارى گريه مژههاى چشمش ريخته و به مناجات مشغول است، و مىگويد: خداوندا، خوب خلق كردى مرا و صورت مرا زيبا كردى، كاش مىدانستم كه در جهنّم خواهى سوخت مرا؟ يا در همسايگى خود جا خواهى داد مرا؟ خداوندا، احسان بسيار به من كردى، و نعمتهاى عظيم به من دادى، كاش مىدانستم كه آخر من به كجا خواهد رسيد؟ آيا بهشت روزى من خواهى كرد؟ يا به سوى جهنّم خواهى راند مرا؟
خداوندا، گناه من از آسمانها و عرش و كرسى تو بزرگتر است كاش مىدانستم كه خواهى آمرزيد مرا در روز قيامت يا رسوا خواهى كرد مرا. اين چنين مىگفت و مىگريست و خاك بر سر مىكرد و دور او حيوانات درنده احاطه كرده بودند و در