ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٧
و وفّقهم لعبادته.
و توفيق داد ايشان را براى طاعت و بندگى خود، چرا كه توفيق مهيّا كردن اسباب است به جانب مطلوب خير و اقواى اسباب اطاعت، كه علم است در ايشان موجود است، پس راست است كه ايشان، موفّقند به طاعت و بندگى خداى تعالى و بس.
و استعبدهم بالعبادة على مشاهدته.
و اختيار كرد حضرت بارى عزّ اسمه، علما را از براى بندگى خود به طريق مشاهده، نه مشاهده حسّى، بلكه مشاهده علمى، چنان كه از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مروى است كه در جواب سائلى فرمود كه: «ما اعبد ربّا لم اره»، يعنى: عبادت نمىكنم من خدائى را كه نبينم او را، و مراد آن حضرت از رؤيت، رؤيت علمى است نه رؤيت حسّى بصرى، و في الواقع رؤيت علمى، اتمّ است از حسّى، چه در رؤيت حسّى خطا ممكن است و در رؤيت علمى نه.
و دعاهم إلى رحمته.
و خواند خداوند عالم، علما را به سوى رحمت خودش كه بهشت باشد. چنان كه در قرآن عزيز فرموده كه: «وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ» (يونس عليه السّلام- ٢٥)، و دار السّلام به اتّفاق مفسّرين، بهشت است و دعوت به بهشت چنان كه از آيه شريفه مستفاد مىشود، هر چند عامّ است عالم و غير عالم را، امّا چون علما عمدهاند، تخصيص به علما داد، و ممكن است كه مراد از رحمت، معنى ظاهر باشد، يعنى رحمت خود را شامل حال علما كرده است، چه وصول به رحمت الهى، بىسابقه استحقاق و استعداد، ميسّر نيست و استعداد رحمت نيست مگر از براى اهل علم. چون خداوند عالم، در نهايت تنزّه و تجرّد است و بندگان او در نهايت تعلّق و پستى، پس هر گاه ايشان را به جناب احديّت، غرضى و مطلبى باشد، بايد كسانى را كه به جناب او اقرب باشند، واسطه مطلب خود كنند، تا به واسطه ايشان مطلب صاحب غرض، به عرض الهى رسد، چنان كه اطوار ملوك و سلاطين دنيا است و ارباب حاجت تا توسّل به مقرّبان ايشان نجويند و ايشان را شفيع خود نسازند، از ملوك و سلاطين كارها متمشّى نمىشود، از اين جهت است كه در ادعيّه و تصانيف، پيش از عرض حاجات به «قاضى الحاجات»، افتتاح به صلاة بر پيغمبر و آل او عليهم السّلام مقرّر شده و به واسطه همين نيز مؤلّف «عليه الرّحمه»، بعد از حمد الهى، صلاة و تحيّت بر پيغمبر ما صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم، كه اكمل افراد بشر و اقرب به جناب احديّت است، فرستاد و گفت: