ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٣٧٥ - باب شصتم در مدح عفو
چرا كه عفو كردن و گذشتن از تقصير جرم و گناه، صفتى است از صفات الهى، كه امانت گذاشته است او را جناب عزّت، در دلهاى بندگان برگزيده خود، تا سلوك و خلق ايشان با خلق، مانند سلوك و خلق خالق باشد با خلق، چه بنده ضعيف هر چند مستغرق عبادت و بندگى باشد، محتاج به عفو و تفضّل الهى است و به عبادت، مستحقّ مراتب عاليه بهشت نمىتواند شد.
قال اللَّه تعالى: وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (نور- ٢٢).
و من لا يعفوا عن بشر مثله كيف يرجوا عفو ملك جبّار
خداوند عالم مىفرمايد كه: بايد مؤمنان از تقصير هم بگذرند و در صدد انتقام هم نباشند. و نيز مىفرمايد كه: آيا دوست نمىداريد شما، كه به وسيله عفو شما از يك ديگر، خداى تعالى از تقصير شما بگذرد؟! و خداى نيك آمرزنده و نيك رحمكننده است. هر گاه شما با وجود ضعف و ناتوانى، خواهيد كه به اين صفت كمال موصوف باشيد و از تقصير هم بگذريد و به يك ديگر رحم كنيد، خداوند شما با وجود عظمت و بزرگوارى، سزاوارتر است به اين صفت كمال و رحم كردن به شما، و اگر شماها، رحم به يك ديگر نكنيد و عفو ننمائيد، پس چون اميد مىداريد آمرزش گناه خود را از پادشاه جبّار كه پروردگار عالم است ..؟!
و قال النّبىّ صلّى اللَّه عليه و آله حاكيا عن ربّه يامره بهذه الخصال، قال: صل من قطعك، و اعف عمّن ظلمك، و اعط من حرمك، و احسن إلى من اساء اليك
و حضرت ختمى پناه صلّى اللَّه عليه و آله از جناب عزّت، حكايت مىفرمايد كه: خداى من امر كرده است مرا به چند خصلت:
يكى آنكه- بپيوند به هر كه رميده باشد از تو. يعنى: هر چند خويشان و ساير مؤمنان از تو دورى كنند و مواصلت با تو ننمايند، تو قطع مكن و آنچه حقّ صله