ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٣٥١ - باب پنجاه و ششم در مشورت
محض صدق است و از اغواى شيطان دور است. اين حلّ، بنا بر آن است كه «ما» موصوله باشد و «ما» اعمّ است از «من» و استعمال در ذوى العقول هم مىشود. و ممكن است كه «ما» نافيه باشد و مراد اين باشد كه: استفاده نمىكند عاقل از مشورت، علم جديدى، بلكه راه مىيابد از مشورت به تعيين مراد. چرا كه مشورت در صورت تردّد است و تردّد مستلزم بودن طرفين است در ذهن، پس، از مشورت حاصل نمىشود مگر تعيين يك طرف، نه علمى كه نبوده باشد حاصل شود. بنا بر حلّ اوّل، ضمير مذكور راجع است به علم جديد، و بنا بر حلّ ثانى، راجع است به مشورت به اعتبار مصدر بودن.
و مثل المشورة مع اهلها مثل التّفكّر في خلق السّماوات و الارض و فنائهما، و هما غنيّان عن القيد، لأنّه كلّما تفكّر فيها غاض في بحور نور المعرفة، و ازداد بهما اعتبارا و يقينا
يعنى: مشورت كردن با مردم خوب و اهل علم، مثل تفكّر كردن است در خلق آسمانها و زمين و فناى آسمان و زمين، كه ايستادهاند هر كدام بجاى خود بىقيد و ستون. يعنى: چنان كه فكر كردن در اينها باعث غوص كردن است در درياهاى نور معرفت الهى، و موجب زياد شدن يقين است به وجود خالق حكيم، همچنين مشورت كردن با مؤمنين هم، موجب حصول يقين است در كارها و باعث بر طرف شدن تردّد و شكّ است در شغلها و عملها.
و لا تشاور من لا يصدّقه عقلك، و ان كان مشهورا بالعقل و الورع
مىفرمايد كه: در حين تردّد در كارها، مشورت مكن با كسى كه عقل تو تصديق او نكند، هر چند كه او در تميز و عقل، مشهور و معروف باشد، چرا كه دل مؤمن آينه است و غلط كم مىكند.
و اذا شاورت من يصدّقه قلبك فلا تخالفه فيما يشير به عليك، و ان كان بخلاف مرادك، فانّ النّفس تجمح من قبول الحقّ، و خلافها عند