ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٤٦٤ - باب هفتاد و پنجم در توكّل
خداى تعالى. و از افعال و اعمال ناشايست، اجتناب كند. و هر كه خواهد كه غنىترين مردمان باشد، پس بايد وثوق و اعتماد او به خدا باشد و وثوق و اعتماد او به خدا و آنچه نزد خدا است، بيشتر باشد از آنچه در دست خود است.
جعل التّوكّل مفتاح الايمان، و الايمان قفل التّوكّل
يعنى: گردانيده است خداى تعالى توكّل را كليد ايمان، و ايمان را قفل توكّل يعنى: به وسيله توكّل، داخل ايمان مىتوان شد و قفل ايمان را مىتوان گشود.
و حقيقة التّوكّل الايثار، و اصل الايثار تقديم الشّيء بحقّه
مىفرمايد كه: حقيقت توكّل، ايثار غير است. يعنى: غير خود را بر خود اختيار كردن و با وجود عسر و پريشانى و احتياج به نفقه، نفقه را صرف غير نمودن، و اصل «ايثار» تقديم غير است بر خود، امّا به شرط آنكه آن غير، مصرف حقّ و صحيح باشد، نه باطل و غير موقع.
و لا ينفكّ المتوكّل في توكّله من ايثار احد الايثارين، فان اثر معلول التّوكّل و هو الكون حجب به، و ان اثر معلّل علّة التّوكّل و هو البارى سبحانه بقى معه
مىفرمايد كه: منفكّ نمىشود متوكّل از اختيار كردن يكى از دو چيز:
يكى آنكه غرض متوكّل از توكّل، بىنيازى باشد از خلق. يعنى: نخواهد كه در دنيا در زير بار كسى باشد و نظرش به مال كسى و احسان كسى باشد و از اين جهت اختيار توكّل مىكند و به داده خدا و احسان او عزّ شأنه، اكتفا نموده چشم از خلق و احسان خلق مىپوشد. اين قسم از توكّل، هر چند مرغوب و ممدوح است، امّا توكّل كامل نيست، چرا كه خالص نيست و مغشوش است و صاحب اين قسم از توكّل، هنوز در مرتبه حجاب است و از رسيدن مرتبه قرب و وصول به درجه علياى توكّل، محروم است.
قسم دوم توكّل، كه توكّل كامل و خالص است، آن است كه اختيار كند علّت