ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ١٩٠ - باب بيست و ششم در بيان تفكر
احد فيها باق، من الشّريف و الوضيع، و الغنىّ و الفقير، و الولىّ و العدوّ، فكذلك ما لم يأت منها بما مضى اشبه من الماء بالماء.
حضرت امام صادق عليه السّلام مىفرمايد كه: نظر كن به چشم عبرت، به آنچه گذشته است از دنيا و نعمتهاى دنيا و تنعّمهاى دنيا. آيا مىيابى آنها را كه از براى كسى باقيمانده باشد و فنا و زوال به او راه نيافته باشد. و هيچ كس مىبينى و ديدهاى از بزرگ و كوچك و غنىّ و فقير و دوست و دشمن و پادشاه و گدا و وضيع و شريف، كه از جام: كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ، شربت موت، نچشيده باشد؟ پس اين چنين قياس كن زمان آينده را نيز به زمان گذشته، و چنان كه آب به آب شبيه است، آينده را كه به گذشته مانند و شبيه دان. و خوشا حال كسى در هر زمان كه هست، قدر او را بداند و عمر عزيز را در او، به «لا يعنى»، صرف نكند و فوت و موت را «نصب العين» خود كند.
قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله: كفى بالموت واعظا، و بالعقل دليلا، و بالتّقوى زادا، و بالعبادة شغلا، و باللَّه مونسا، و بالقران بيانا.
چنان كه حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله فرموده است كه: بس و كافى است موت، از براى وعظ و پند اهل بصيرت را. و بس است عقل، از براى دلالت و راهنمائى. و بس است تقوى، از براى توشه قيامت و بس است عبادت، از براى مشغولى و بس است جناب احديّت، از براى انيس و مصاحب بودن و بس است قرآن و كتاب خداى، از براى بيان كردن هر مدّعا و رسيدن به هر مطلب، و وجه هر كدام ظاهر است و احتياج به بيان ندارد.
و قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله: لم يبق من الدّنيا إلّا بلاء و فتنة، و ما نجا من نجا إلّا بصدق الالتجاء.
حضرت صاحب شريعت و مقنّن طريقت و ملّت، جلّ قدره، مىفرمايد كه: