ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٥٧٢ - باب نود و دوّم در حزن و اندوه
صاحب حيا است، صاحب خوف و خشيت است و هر كه حيا ندارد، خوف الهى ندارد. و اوّل حيا هيبت است. يعنى: حيا فراخور هيبت الهى است، هر كه عظمت و هيبت الهى پيش او بيشتر است، حياى او بيشتر است.
چنان كه خداوند عزيز در قرآن مجيد فرموده: وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ (زمر- ٦٧) يعنى: منافقان و كفّار و فسّاق قدر او را عزّ شأنه، چنان كه هست نشناختهاند كه اگر كسى شناخت او داشته باشد و به قدر و مرتبه او راه برده باشد، هرگز مرتكب مكروهات نمىشود، چه جاى محظورات.
و صاحب الحياء مشتغل بشانه، معتزل من النّاس، مزدجر عمّاهم فيه، و لو ترك صاحب الحياء ما جالس احدا
مىفرمايد: هر كه صاحب حيا است به خود و كار خود مشغول است و هرگز از ذكر الهى فارغ نيست و از مردم كناره مىجويد و به آنچه مردم مشغول هستند، او نهايت تنفّر از آن دارد. و اگر صاحب حيا گذاشته شود به حال خود، هرگز رغبت همنشينى با كسى نمىكند.
قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله: اذا اراد اللَّه بعبد خيرا الهاه عن محاسنه، و جعل مساويه بين عينيه، و كرّهه مجالسة المعرضين عن ذكر اللَّه تعالى
چنان كه حضرت خير البشر عليه و آله التحيّات فرموده است كه: خداى تعالى هر گاه خواهد كه بنده او خوب باشد و خدا ترس باشد، خوبيهاى او را به چشم او پوشيده مىكند و بديهاى او را ظاهر مىكند و همنشينى مردم اهل غفلت و جهله به نظر او ناپسند مىشود.
و الحياء خمسة انواع، حياء ذنب، و حياء تقصير، و حياء كرامة، و حياء حبّ، و حياء هيبة، و لكلّ واحد من ذلك اهل، و لاهله مرتبة على حدّة
مىفرمايد كه: حيا به پنج نوع منقسم مىشود: