ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٢٤٧ - باب سى و هفتم در صفات منافق
الخيرات، و تنقّص اهلها، و استحسان ما يفعله من سوء، و استقباح ما يفعله غيره من حسن، و امثال ذلك كثيرة
مىفرمايد كه: نشانه نفاق چند چيز است:
يكى- باك نداشتن از دروغ گفتن.
دوم- خيانت كردن در مال مسلمانان، چرا كه هر كه دروغ مىگويد و خيانت مىكند در مال مسلمانان، ايمانش ضعيف است، و اعتقادش به خدا و پيغمبر و «بما جاء به»، ناقص.
سوم- از حيا و آزرم خالىبودن و از هر چه گويد و شنود باك نداشتن، اين نيز از امارات نفاق است، چرا كه اهتمام به شرع و شارع، لازم دارد حيا و آزرم را.
چهارم- با وجود بىكمالى، دعوى كمال كردن، و بىكمال نفسانى و روحانى خود را دانا و كامل دانستن.
پنجم- تيز چشم بودن و به چشم تمام گشوده به كسى نگريستن و نگاه كردن.
ششم- سفيه بودن و بىانديشه و تأمّل كارى كردن و رعايت ادب كسى نكردن.
هفتم- حيا كمداشتن، فرق ميان قلّت حيا و وقاحت، به شدّت و ضعف است، مرتبه سلب حيا و شدّت آن را وقاحت مىگويند، و مرتبه ضعيف او را كه في الحقيقة، مقدّمه وقاحت است كه رفته رفته به او مىرسد، قلّت حيا مىگويند.
هشتم- سهل شمردن معاصى و تقصير، و گناه سهل گرفتن.
نهم- سهل گرفتن ارباب دين است، يعنى: ارباب علم و صلاح را سهل دانستن و تعظيم و توقير ايشان «كما ينبغى» بجا نياوردن.
دهم- سهل شمردن مصيبتها و بلاها و قدر اينها را در آخرت عظيم ندانستن.
يازدهم- كبر به خود راه دادن و خود را بزرگ دانستن.
دوازدهم- دوست داشتن كه مردم، مدح او كنند و در مجالس او را ستايش نمايند.
سيزدهم- حسود بودن و از ديگران حسد بردن.