ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٥٥٨ - باب نودم در بلاء
براى ايشان، شيرينى است و هم آخر. چنان كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام از بس كه خواهان شهادت بود و شهادت از براى او فوز عظيم بود، از روى كمال مهربانى قاتل لعين خود را از خواب بيدار مىكرد و به او نوازش مىنمود، مانند كسى كه از كشته شدن خود به دست قاتلش، خوشحال باشد تا به حدّى كه بعد از ضرب مىگفت:
«فزت و ربّ الكعبة».
، يعنى: خلاص شدم از محنتهاى دنيا، قسم به صاحب كعبه.
و من عرف قدر الصّبر لا يصبر عمّا منه الصّبر
و هر كه شناخت قدر صبر را و راه به فوايد صبر برد، هرگز از نزول حادثه و نازله جزع نمىكند.
قال اللَّه تعالى في قصّة موسى و الخضر على نبيّنا و اله عليهما السّلام.
وَ كَيْفَ تَصْبِرُ عَلى ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً (كهف- ٦٨)
چنان كه خداوند عالم در قصّه حضرت موسى و خضر عليهما السّلام مىفرمايد: اى موسى! چون صبر مىتوانى كرد بر چيزى كه علم تو فرا نگرفته است او را؟ نام خضر «ارميا» است و پدرش «ملكا» و لقبش خضرا است. چه هر جا كه او مىنشست، آن زمين سبز مىشد.
و از مجاهد نقل است كه: چون حضرت خضر نماز گزاردى، پيرامون وى به يك بار سبز گشتى. آوردهاند كه: چون موسى و يوشع على نبيّنا و آله عليهما السّلام به مكان خضر عليه السّلام رسيدند، او را ديدند تكيه كرده و جامه خود در سر كشيده، موسى عليه السّلام بر او سلام كرد، خضر عليه السّلام جامه از روى خود باز كرده، جواب داد و گفت: تو كيستى؟ گفت: من موسىام، حقّ سبحانه و تعالى فرموده كه با تو صحبت دارم و از تو چيزى بياموزم.
ابن جريح گفته كه: حضرت موسى عليه السّلام خضر را ديد كه سجّاده سبزى بر روى آب كشيده و بر بالاى آن نشسته، بر وى سلام كرد. حضرت خضر عليه السّلام برخاست و