ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ٥٥٧ - باب نودم در بلاء
الحال
مىفرمايد: معنى صبر، هر چيزى است كه تلخ مزه باشد و مقارن اضطراب نباشد، چه، هر چه تلخ باشد و مقارن اضطراب باشد او را صبر نمىنامند و معنى جزع اضطراب دل است با اظهار حزن و تغيير حال و تغيير لون.
حاصل آنكه اگر در حال نزول مكروه، رنگ كسى تغيير كند، يا حال او ديگرگون شود، يا به زبان اظهار شكوه كند، او از جمله صابران نيست و از سلك صابران بيرون است.
و كلّ نازلة خلت أوائلها من الإخبات و الإنابة و التّضرّع إلى اللَّه، فصاحبها جزوع غير صابر
يعنى: هر گاه مصيبتى و حادثهاى بر كسى فرود آيد و آن كس در اوّل آن حادثه، ملازم صبر و شكيبائى نشود و انابه و رجوع به حضرت بارى عزّ اسمه، ننمايد هر آينه آن كس از اهل جزع است، نه از اهل صبر.
و الصّبر ما اوّله مرّ و اخره حلو لقوم، و لقوم اوّله و اخره حلو، فمن دخله من اواخره فقد دخل، و من دخله من اوائله فقد خرج
مىفرمايد كه: مراتب صبر، نظر به اشخاص، مختلف مىشود، نظر به بعضى كه صفت صبر ملكه ايشان است و نتيجه صبر را معاينه مىبينند. مثل نفوس كامله بلايا و حوادث كه به ايشان رو مىدهد، از آخر صبر كه حلاوت و شيرينى است، داخل در صبر مىشوند و تلخى صبر به ايشان نمىنمايد. و هر كه از اوّل صبر كه تلخى به حلاوت منتقل مىشود و جزع نمىكند و كسانى كه در اين مرتبه نيستند و مرتبه ايشان در صبر پستتر و تهذيب اخلاق چندان نكردهاند، از اوّل صبر داخل در صبر مىشوند و انتقال از تلخى به حلاوت ندارند و لحظه به لحظه، اضطراب ايشان زياد مىشود. و بعضى كه در نهايت تقدّس ذات هستند و اين دار دنيا، زندان ايشان است مطمح نظر ايشان بلا و محنت است و در آرزوى بلا و محنتند، هم اوّل صبر از