ترجمه و شرح مصباح الشريعة - گيلاني، عبدالرزاق - الصفحة ١٦٦ - باب بيست و دوم در آداب حج
فانّ من ادّعى رضا اللَّه و اعتمد على شيء، صيّره عليه عدوّا و وبالا، ليعلم انّه ليس له قوّة و لا حيلة، و لا لاحد إلّا بعصمة اللَّه و توفيقه
پس به تحقيق و يقين كه، هر كه به زبان دعوى كند كه من از خداى خود رضا دارم و به داده او قانعم و شاكرم، و اعتمادش به غير او باشد و نظر رحمت و شفقت از غير او داشته باشد، خداوند عالم هر آينه مىگرداند آن غير را، دشمن او در دنيا، و وبال و عذاب او در آخرت. تا بداند كه نيست قدرت و قوّت هيچ كس را بر هيچ كارى، جز جناب احديّت «جلّ جلاله»، و تمسّك به غير او نكند.
و استعدّ استعداد من لا يرجو الرّجوع
و مهيّا شو از براى سفر حجّ، مثل مهيّا شدن كسى كه اميد رجوع از اين سفر نداشته باشد. يعنى: هيچ كار را مهمل و مجمل مگذار و مگو كه: بعد از رجوع، صورت خواهم داد كه: «شب آبستن است تا چه زايد سحر». كس چه داند كه فردا چه مىشود و چه خواهد بود، زنده يا مرده؟
و احسن الصّحبة، و راع اوقات فرائض اللَّه و سنن نبيّه صلّى اللَّه عليه و آله، و ما يجب عليك من الادب و الاحتمال، و الصّبر و الشّكر، و الشّفقة و السّخاء، و ايثار الزّاد على دوام الاوقات
مىفرمايد كه: هر گاه به راه افتادى، رفاقت با رفيق چنان كن كه از تو راضى باشد.
حكما گفتهاند كه: چون دو دوست در سفرى مرافقت نمايند، بر هر كدام سه حقّ واجب گردد: چون از جهت نفس و مال، خوفى بود به قدم كلائت و محافظت، استقبال نمودن. و اگر به معونت، خواه از نفس و خواه از مال احتياج افتد، اعانت كردن. و اگر از طعام بازماندگى بود، دريغ نداشتن. و بعد از اين سه حقّ، سه حقّ ديگر واجب شود: بر صغاير مسامحهكردن، و در ظاهر، فنون نصيحت تقديم رسانيدن، و در حضور و غيبت، مراسم بزرگداشت و احترام ممهّد داشتن. و