پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٧ - خدا به هيچكس ستم نمىكند
قبلًا اشاره شد گاه مفهوم شرك را مىرساند (معادل و همتايى براى خدا قرار دادن) و خدا نخواسته است اين لفظ مشترك در مورد ذات پاكش به كار رود!
به هر حال در نخستين آيه مورد بحث به طور قاطع مىفرمايد: «خداوند هيچ به مردم ستم نمى كند؛ ولى اين مردمند كه به خويشتن ستم مى كنند»: انَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ النّاسَ شَيْئاً وَلكِنَّ النّاسَ انْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ.
اين تعبير ممكن است اشاره به سخنى باشد كه در آيات قبل از آن آمده كه مىفرمايد: «گروهى از مردم از مشاهده چهره حق، كور، و از شنيدن سخن حق، كردند، و اين به خاطر اعمالشان است كه پرده بر چشم و گوششان افكنده، نه اينكه خداوند آنها را بىجهت به چنين حالتى مبتلا ساخته باشد»
به تعبير ديگر اين يك سنّت الهى است كه چشمهاى بينا و گوشهاى شنوا اگر در مسير كه براى آن آفريده شده به كار گرفته نشوند، تدريجاً قدرت خود را از دست مىدهند، بنابراين اگر كسى به چنين حالتى دچار شود، خودش بر خويشتن ستم كرده نه خدا بر او.
اين تفسير را بسيارى از مفسّران پذيرفتهاند، ولى عجب اينكه بعضى ديگر مانند فخر رازى اين مطلب روشن را رها كرده، و به سراغ تعصب مذهبى خويش در مسأله عدالت رفته، و گفتهاند چون همه عالم، ملك خدا است، هر كارى كند ظلم نيست.
در حالى كه آيه دقيقاً خلاف اين مطلب را بيان مىكند، ظاهر آن اين نيست كه ظلم در مورد او تصوّر نمىشود بلكه مفهوم آيه اين است كه در عين توانائى بر