پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٩ - رحمت واسعه الهى در احاديث اسلامى
خود را از نظر دور ندارند، و يقين كنند حسابگر اعمالشان خداوندى است كه ذرّهاى از اعمال نيك و بد انسانها از ديدگاه علمش پنهان نمىماند، فراموشى فراموشكاران گرد نسيان بر آن نمىپاشد، و در يك لحظه زودگذر در قيامت عظمى به تمام اين حسابها مىرسد.
و از سوى ديگر درس حسابگرى در تمام كارها زندگى را به انسان مىآموزد، كه در هر كار، و در هر چيز، اهل حساب باشند؛ و هيچامرى بىحساب در زندگى آنها ظاهر نشود.
واژه «عِقاب» از ماده عَقِب (بر وزن خَشِن) به معناى پاشنه پا گرفته شده سپس به آخر هر چيزى اطلاق شده است ولى در مقائيس اللغه براى عَقِب دو معناى ذكر شده: نخست قرار گرفتن چيزى در دنبال ديگرى، و دوم بلندى و شدّت و صعوبت (و لذا «عَقَبَة» به معناى گردنه است).
به مجازاتهاى اعمال از اين نظر عقاب گفتهاند كه عذابى است كه در عقب ارتكاب اعمال بد، دامان انسان را مىگيرد.
و نيز فرزندان و نوهها را اعْقاب مىگويند، چون بعد از پدر و جدّ قرار دارند، پرنده مخصوص را عُقاب مىنامند، چرا كه به سرعت به دنبال صيد خود مىرود.
به هر حال وصف «شديد العقاب» در مورد خداوند هرگز به اين معنا نيست كه عقاب و مجازات زائد بر مقتضاى اصول عدالت است، بلكه از اين نظر است كه مجازات او هم در دنيا، هم در آخرت، هم در جسم، و هم در جان است؛ هيچكس از مجرمان از آن در امان نيست، و هيچ قدرتى ياراى مبارزه با آن را