پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤١ - صفات فعل
در اينجا در كتاب التحقيق تعبير جامعى آمده كه مىگويد: حفظ واژهاى است كه به اختلاف موارد و موضوعات، معانى متفاوتى مىدهد- هر چند ريشه اصلى يكى است- گاه گفته مىشود مال را حفظ كرد، يعنى از تلف شدن، امانت را حفظ كرد، از خيانت، نماز را حفظ كرد و از فوت شدن، فلانكس را حفظ كرد، يعنى مراقب او بود، سوگند و عهدش را حفظ كرد، يعنى از مخالفت نمودن با آن و فلان مطلب را حفظ كرد يعنى به ذهن سپرد (به گونهاى كه از ميان نرود) ... [١]
و از اينجا معناى حافظ نيز روشن مىشود، البتّه از آنجا كه حفيظ صفت مشبهه، و حافظ اسم فاعل است، حفيظ معناى عميقتر و با ثباتترى را مىرساند (دقّت كنيد).
به هر حال هنگامى كه اين وصف در مورد خداوند به كار مىرود معناى گستردهاى دارد كه حفظ و مراقبت خداوند را نسبت به تمامى موجودات مادى و معنوى، آسمان و زمين، همچنين حفظ اعمال بندگان، و حفظ كتب آسمانى و شرايع، و حفظ پيامبران و امامان معصوم از لغزشها، و حفظ هرگونه عهدى كه نسبت به بندگانش را شامل مىشود.
و به اين ترتيب حافظ و حفيظ بودن خداوند مفاهيمى همچون قيوميّت را در بر مىگيرد.
و اگر حفظ الهى نبود هيچ موجودى در پهنه زمينه و آسمان لحظهاى به حيات خود ادامه نمىداد، چنانكه در آيه ٦١ سوره انعام مىخوانيم: وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ
[١]. التحقيق فى كلمات القرآن الكريم ماده «حفظ».