پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤ - ٤ آيا اسماءِ خدا توقيفى است؟
گمراه خواهيد شد، بعد از اتمام حجت». [١]
با توجّه به اين روايات و مانند آن، انتخاب نامهائى براى خداوند غير از آنچه در كتاب و سنّت آمده است مشكل به نظر مىرسد، بخصوص اينكه استفاده از اصل برائت براى اثبات مجاز بودن اطلاق نامهاى ديگر بر خداوند نيز خالى از اشكال نيست، پس احتياط در آن است غير از اوصاف و نامهايى كه در شرع ثابت شده، از نام و وصف ديگرى استفاده نشود.
گاه براى توقيفى بودن اسماءِ خداوند به آياتى از قرآن مجيد نيز استدلال مىشود مانند آنچه در داستان نوح عليه السلام آمده است كه به بتپرستان مىگويد:
«أَتُجَادِلُونَنِي فِي أَسْمَاءٍ سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ مَا نَزَّلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ: «آيا با من در مورد اسم هايى (بى مسمّا) كه شما و پدرانتان آنها را (خدا) ناميده ايد مجادله مى كنيد، در حالى كه خداوند هيچ دليلى درباره آن نازل نكرده است؟!» [٢]
و نيز در داستان نوح عليه السلام مىخوانيم: مَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ مَا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ: «آنچه غير از خدا مى پرستيد، جز اسمهايى (بى مسمّا) كه شما و پدرانتان آنها را (خدا) ناميده ايد، نيست؛ خداوند هيچ دليلى بر آن نازل نكرده» [٣]
ولى دلالت اين آيات بر مقصود، خالى از اشكال نيست، چرا كه نظر به نفى
[١]. اصول كافى، جلد اوّل، صفحه ٣٥١ (باب النهى عن الصّفه، حديث ٦).
[٢]. سوره اعراف، آيه ٧١.
[٣]. سوره يوسف، آيه ٤٠.