پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٠ - ٧ صوفيه و مسأله حلول و اتحاد
است)
سپس مىافزايد: من بعضى از صوفيه وجوديه را ديدهام كه حلول و اتحاد را انكار مىكنند، و مىگويند اين دو واژه اشعار بر مغايرت خداوند با خلق دارد، و ما به آن قائل نيستيم! ما مىگوئيم: «لَيْسَ فى دارِ الوُجُودِ غَيْرُه دَيّارٌ»: «در سراى وجود غير او چيزى نيست»!!
در اينجا صاحب مواقف مىافزايد اين عذر بدتر از گناه است. [١]
البتّه صوفيان از اينگونه سخنان بسيار دارند سخنانى كه نه با موازين و منطق عقل سازگار است، نه با منطق شرع.
به هر حال مسأله اتحاد حقيقى ميان دو چيز همانگونه كه در كلام مرحوم علامه آمده محال است، چرا كه اين سخن عين تضاد مىباشد، چگونه ممكن است دو چيز يكى شوند بعلاوه اگر كسى معتقد به اتحاد خداوند با همين مخلوقات يا خصوص عارفان، و به اصطلاح واصلان، بوده باشد، لازمه آن داشتن صفات ممكنات، اعم از زمان و مكان و تغيير و غير آن است.
و در مورد «حلول» به معناى نفوذ كردن خداوند در اشياء آن نيز لازمهاش دارا بودن مكان است، و اين چيزى است كه با واجب الوجود بودن خداوند ابداً سازگار نيست. [٢]
اصولًا صوفيه خود معتقداند كه اينگونه ادعاها را با دليل عقل نمىتوان اثبات
[١]. دلايل الصدق، جلد ١، صفحه ١٣٧.
[٢]. قابل توجّه اينكه همين معنا در مورد بطلان حلول و اتحاد در شرح تجريد العقائد علّامه حلى طى استدلال مشروحى آمده است (كشف المراد، صفحه ٢٢٧ باب انه تعالى ليس بحال فى غيره و نفى الاتحاد عنه).