پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣ - تفسير موضوعى چيست؟
حوادث و فرصتهاى مختلف آمده است جمعآورى و جمعبندى گردد و از مجموع آن، نظر قرآن درباره آن موضوع و ابعاد آن روشن شود.
مثلًا آيات مربوط به دلايل خداشناسى، از قبيل: فطرت، برهان نظم، برهان وجوب و امكان و ساير براهين در كنار هم چيده شود و از آنجا كه: «القُرآن يُفَسِّرُ بَعْضُهُ بَعْضاً»: «آيات قرآن يكديگر را تفسير مىكنند» ابعاد اين موضوع روشن مىگردد. [١]
همچنين آيات مربوط به بهشت يا دوزخ، صراط، نامه اعمال، آيات مربوط به مسائل اخلاقى، تقوا، حسن خلق، شجاعت و ... آيات مربوط به احكام: نماز، روزه، زكات و خمس و انفال، آيات مربوط به عدالت اجتماعى و جهاد با دشمن و جهاد با نفس و ....
مسلماً هرگاه اين آيات كه در قرآن مجيد به مناسبتهاى گوناگون نازل شده است هر گروه جداگانه جمعآورى و در كنار هم چيده شود و تفسير گردد، حقايق تازهاى از آن كشف خواهد شد و از اينجا ضرورت تفسير موضوعى روشن مىشود كه شرح آن در بحث آينده به خواست خدا مىآيد.
[١]. جمله «القُرآنُ يُفَسِّرُ بَعْضُهُ بَعْضاً» از ابن عباس نقل شده و بعيد نيست با توجّه به ارتباط شديد او در مسائل قرآنى با شخص پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و اميرمؤمنان على عليه السلام از آن بزرگواران گرفته باشد، محتواى آن نيز در نهجالبلاغه آمده است آنجا كه مىفرمايد: «وَ ذَكَرَ انَّ الْكِتابَ يُصَدِّقُ بَعْضُه بَعْضاً»: «خداوند به پيامبرش فرموده كه قسمتهاى مختلف قرآن يكديگر را تصديق مىكند و هماهنگ است» (نهجالبلاغه، خطبه ١٨) بعضى از علما در آثار خود جمله «القُرآنُ يُفَسِّرُ بَعْضُهُ بَعْضاً»: «را به عنوان حديث آوردهاند، چنانكه در «تنزيه التنزيل» مرحوم شهرستانى، صفحه ١٠٦، اين جمله به عنوان روايت آمده بدون اين كه مأخذى براى آن ذكر شده باشد، در نهجالبلاغه اشاره ديگرى نيز به اين مطلب ديده مىشود، آنجا كه درباره قرآن مجيد مىفرمايد: «و ينطق بعضه ببعض و يشهد بعضه على بعض»: «بعضى از اين آيات از بعضى ديگر سخن مىگويد و بعضى گواه بر بعض ديگر است» (نهجالبلاغه، خطبه ١٣٣).