پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٠ - ٤ اراده خدا در روايات اسلامى
«اراده در مورد مخلوقات تصميم درونى، و افعالى كه بعد از آن ظاهر مىشود مىباشد؛ و امّا در مورد خداوند متعال اراده او فقط به معناى ايجاد است، نه انديشه مىكند، و نه تصميم مىگيرد، و نه فكر مىكند؛ و اينگونه صفات از او منتفى است. چه اينكه اينها همه از صفات خلق است (چون حادث است و دليل بر نقصان) پس اراده خداوند همان فعل او است و نه غير آن. مىفرمايد: موجود باش! بلافاصله موجود مىشود، بدون احتياج به لفظ و سخن گفتن به زبان، و تصميم و تفكر، و اراده او هيچ كيفيّتى ندارد، همان گونه كه ذات پاكش نيز بدون كيفيّت است» [١]
اين حديث را مرحوم كلينى نيز در اصول كافى آورده است. [٢]
روشن است كه اين حديث اشاره به اراده فعلى خداوند است، ولى اراده ذاتى همانگونه كه گفتيم علم به نظام احسن است.
٢. در همان كتاب از امام على به موسى الرضا عليه السلام مىخوانيم كه فرمود «الْمَشِيَّةُ وَ الْارادَةُ مِنْ صِفاتِ الْافْعالِ فَمَنْ زَعَمَ انَّ اللَّهَ تَعالى لَمْ يَزَلْ مُرِيداً شائياً فَلَيْسَ بِمُوَحِّدٍ»: «مشيّت و اراده از صفات فعل است و كسى كه گمان كند كه خداوند متعال از ازل داراى اراده و مشيّت بوده موحّد نيست!» [٣]
روشن است كه اين حديث نيز ناظر به اراده فعلى است كه در بالا مشروحاً بيان شد، و اينكه اراده ازلى را نفى مىكند، ناظر به سخن كسانى است كه اراده را
[١]. «بحارالانوار»، جلد ٤، صفحه ١٣٧، حديث ٤.
[٢]. «اصول كافى»، جلد ١، صفحه ١٠٩، باب الاراده، حديث ٣.
[٣]. «توحيد صدوق»، صفحه ٣٣٧، باب المشية و الاراده، حديث ٥.