پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٨ - ٢ آيا اين امور با عدل الهى تضاد دارد؟
امّا در مورد شفاعت آنها كه گمان مىكنند شفاعت مفهومش اين است كه شفاعت پيامبر صلى الله عليه و آله يا امام عليه السلام يا فرشته مقرّبى گنهكارى را به بهشت برد، در حالى كه گنهكار ديگرى را كه درست در شرايط مشابهى قرار دارد به دوزخ بفرستد، حق دارند چنين شفاعتى را مخالف اصل عدالت بدانند!
ولى با توجّه به اينكه شفاعت تنها در باره كسانى است كه لياقتى از خود در اين زمينه نشان دادهاند، و با اعمال خيرى استحقاق شفاعت شفيعان را كسب كردهاند، به طورى كه وعده شفاعت عملًا به صورت يك كلاس تربيت براى اصلاح گنهكاران و جلب آنها به صراط مستقيم درآمده، و يا حداقل آنها را از آلودگى به گناه بيشتر باز مىدارد، به خوبى روشن مىشود كه مسأله شفاعت هيچگونه منافاتى با مسأله عدالت و حكمت خداوند ندارد بلكه موكد آن است. [١]
و امّا مسأله جبر و اختيار روشن است كه اعتقاد به اختيار و آزادى اراده بشر نه تنها مخالفتى با مسأله عدالت پروردگار ندارد، بلكه كاملًا با آن هماهنگ است، آنچه منافات دارد مسأله جبر است، و بدون شك قائلين به جبر بر سر دو راهى قرار دارند: يا بايد جبر را بپذيرند و عدالت را انكار كنند، و يا «عدل» را پذيرا شوند و با جبر وداع گويند، و همانگونه كه در بحثهاى گذشته ملاحظه كرديد معتقدين به جبر ناچار شدهاند عدالت را رها سازند، و اين يكى از بزرگترين ايرادات بر مذهب آنها است.
[١]. براى توضيح بيشتر به تفسير نمونه جلد ١، ذيل آيه ٤٧ و ٤٨ بقره مراجعه فرمائيد.