پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٥ - ١ چرا عدل به عنوان يكى از اصول دين مطرح شده؟
مىدانيم طبق تقسيمبندى صفات خدا، صفت عدل در بخش صفات فعل قرار مىگيرد، و يكى از آنها محسوب مى شود، چرا كه توصيفى است براى افعال خداوند، در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه به خاطر كدامين ويژگى از ساير صفات جدا شده، و به عنوان يك اصل مستقل در اصول پنجگانه دين جاى گرفته، و گاه آن را در كنار امامت به عنوان دو اصل ويژه مذهب شيعه معرفى مىكنند؟
در پاسخ به اين سؤال بايد به چند نكته توجّه كرد:
١. وضع خاص اين مسأله كه در آغاز بحثها از نظر تاريخچه پيدايش آن گذشت، يكى از روشنترين علل جدائى اين وصف از ساير اوصاف خدا است.
زيرا همانگونه كه گفتيم در قرن اول هجرى نزاع شديدى ميان علماى عقائد اسلامى در گرفت كه در يكسو اشاعره قرار داشتند كه معتقد بودند افعال خدا را به عدل و ظلم نمىتوان توصيف كرد، و او مافوق اين امور است، هركارى خداوند كند. عين عدالت است، حتّى اگر تمام انبياء را به دوزخ و تمام اشقياء را به بهشت بفرستد!
و از سوى ديگر شيعه و گروه معتزله- گروه ديگرى كه عقل را يكى از منابع اسلامى مىشمردند- قرار داشتند كه مىگفتند خداوند حكيم و عادل است، و هرگز كارى برخلاف اين اصول انجام نمىدهد، ظالم را پاداش، و مظلوم را مجازات نخواهد كرد، عقل ما خوب و بد را در مقياس وسيعى درك مىكند، و خداوند عادل و حكيم جز نيكى انجام نمىدهد.