پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٥ - ٤ بازگشت به دلايل عدل الهى
به آن باز گرداند.
دليل اول: از همان مسأله حسن و قبح سرچشمه م گيرد ظلم قبيح است، و خداوند حكيم هرگز كار قبيح و ناشايست انجام نمىدهد، ظالم در خور ملامت و سرزنش است، و مسلّم است يك وجود كامل هرگز كارى نمىكند كه در خور ملامت باشد.
به عكس عدالت نشانه كمال وجود و حكمت است، و وجودى كه از هر نظر كامل و بىعيب و نقص است چنين چيزى را فروگذار نخواهد كرد.
اين دليل به قدرى روشن است كه نيازى به شرح بيشترى ندارد، آيا هيچكس احتمال مىدهد خداوند همه انبياء و نيكان و صالحان را به دوزخ برد، و تمام اشقيا و ظالمان و ناپاكان جهان را به بهشت فرستد؟ مگر افراد بيمارگونهاى كه منكر هر حقيقتى هستند، يا كسانى كه در تنگناى مسائل ديگرى واقع شده- مانند مسأله جبر و اختيار- و نتوانستهاند مشكل آن را حل كنند ناچار به انكار اينگونه مسائل مىپردازند.
دليل دوم آن است كه در يك تحليل روشن سرچشمههاى ظلم را در چند امر مىتوان خلاصه كرد:
گاه ظلم ناشى از نيازهاى انسان است، و فرد ظالم بجاى اينكه با تلاش و كوشش صحيح به مطلوب خود برسد و رفع نياز كند، سعى دارد نيازهاى خود را از طريق غصب حقوق ديگران تأمين نمايد.
و گاهى ناشى از جهل و نادانى و بىخبرى است كه ظالم به راستى نمىداند