پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨١ - ٢ دلايل عقلى بر مسأله عدل
به همين دليل تمام عقلاى جهان، حتّى آنها كه از شريعت و آئينى پيروى نمىكنند و منكر تمام ادياناند، نيز به اين امور معترفاند، و پايه نظامات اجتماعى خود را (هرچند در ظاهر) بر آن مىنهند، و اگر نغمه مخالفى از گوشه و كنار برخيزد حتماً آنرا ناشى از پارهاى از اشتباهات و يا نوعى نزاع لفظى و بازى با الفاظ مىشمرند.
كدام عقل اجازه مىدهد كه تمام نيكان و پاكان جهاد را به دريا بريزيم و نابود كنيم، و درهاى زندانها را به روى جانيان و تبهكاران بگشائيم و آنها را آزاد سازيم و بر مسند حكومت بنشانيم؟!
٢. ما اگر مسأله حسن و قبح را انكار كنيم پايه تمام اديان و شرايع آسمانى متزلزل مىشود، و هيچ دين و مذهبى قابل اثبات نيست، زيرا كسى كه منكر حسن و قبح، قبل از ورود شريعت باشد بايد اين احتمال را بپذيرد كه وعدههاى الهى كه در تمام شرايع از سوى خدا داده شده همه دروغ است، و اگر خدا فرموده است جاى نيكان، بهشت، و جاى بدان دوزخ است، چه مانعى دارد عكس آن باشد؟! و خداوند (العياذ باللَّه) همه اينها را به دروغ بيان كرده، و دروغ گفتن قبيح نيست!
و نيز چه مانعى دارد كه خداوند معجزات را در اختيار افراد دروغگو قرار دهد؟ تا بندگان او را بفريبند و از راه حق منحرف سازند!
بنابراين نه اعتمادى بر معجزات باقى مىماند، نه بر محتواى وحى آسمانى، مگر اينكه قبول كنيم كه اين امور به حكم عقل قبيح است، و خداوند كار قبيح