پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٠ - ٢ دلايل عقلى بر مسأله عدل
پرورش مىدهد و او را به اهداف تكاملى نزديك مىسازد، و طبعاً چنين اعمالى داراى مصلحت و در پيشگاه خداوند حكيم شايسته مدح و ثواب است. و افعال قبيح بر ضد آن مىباشد.
حال كه تعريف حسن و قبح و نظرات مختلف درباره عقلى بودن و نبودن آن را دانستيم ببينيم حق با كدام گروه است.
بدون شك كسى كه ذهنش خالى از تبليغات و پيشداورىهائى اين و آن باشد حسن و قبح را اجمالًا عقلى مىداند، و به نظر مىرسد كه منكران تحت تأثير مسائل ديگرى بودهاند كه به اينجا كشيده شدهاند (مانند بنبست مسأله جبر و اختيار كه قبلًا به آن اشاره شد) دليل بر اثبات اين موضوع عمدتاً دو امر است:
١. هنگامى كه به وجدان خود مراجعه مىكنيم مىبينيم حتّى اگر هيچ پيامبرى از سوى خدا نمىآمد باز ظلم و ستم و ريختن خون بىگناهان و غارت و چپاول اموال، و به آتش كشيدن خانه و لانه و زندگى مردم بىگناه، و شكستن پيمانها، و پاداش نيكى را به بدى دادن قبيح و زشت است، و به عكس نيكوكارى، ايثار و فداكارى، سخاوت، كمك به ضعيفان، و حمايت از مظلومان، خوب و با ارزش است.
ما اين كارها را ناشى از صفات كمال و در مسير اهداف جامعه انسانى و در خور ستايش و پاداش مىبينيم، در حالى كه اعمال گروه اول را ناشى از نقصان موجب ويرانى و فساد فرد و جامعه و در خور سرزنش و توبيخ و مجازات مىشمريم.