پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٨ - ٢ دلايل عقلى بر مسأله عدل
حسن و قبح اشياء نيست، و معيار در شناخت آنها شرع است.
آنچه را شرع، نيكو بداند نيك است، و آنچه زشت بشمرد زشت است حتّى امورى را كه امروز ما قبيح يا حسن مىدانيم اگر شرع مقدّس برخلاف آن مىگفت همان را مىگفتيم، حتّى اگر از آنها سؤال شود كه آيا خوبى عدالت و احسان، و زشتى ظلم و بخل و كشتن افراد بىگناه را عقل درك مىكند؟ مىگويند:
نه!، فقط بايد از رهنمود رهبران الهى و پيامبران استفاده كرد.
در برابر اين گروه، جماعت معتزله و شيعه قرار دارند كه عقل را در درك حسن و قبح مستقل مىدانند، مثلًا حسن احسان و قبح ظلم را از بديهيات حكم عقل مىشمرند.
البتّه آنها هرگز نمىگويند عقل قادر به درك تمام خوبىها و بدىها است، چرا كه به هر حال درك عقل محدود است، بلكه مىگويند: بخشى از آنها را كه بسيار روشن و آشكار است، عقل درك مىكند، و آن را مستقّلات عقليّه مىشمرد.
فاضل قوشجى براى حسن و قبح سه معنا ذكر مىكند:
١. صفت كمال و نقص چنانكه مىگوئيم علم حسن است و جهل قبيح، زيرا علم به صاحبش كمال مىبخشد و جهل نقصان مىدهد.
٢. حسن به معناى هماهنگى با مقصود و قبح به معناى ناهماهنگى با آن است.
اين همان چيزى است كه گاهى از آن تعبير به مصلحت و مفسده مىكنيم و مىگوئيم فلان كار مصلحت است و حسن دارد، يعنى ما يا جامعه انسانى را به اهدافش نزديك مىكند، يا فلان امر مفسده دارد و قبيح است، زيرا ما را از اهداف