پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧١ - خدا «ظلّام» نيست
بنا بشود ظلم و ستمى بر آنها روا دارد، ظلم و ستم فراوانى مىشود. [١]
اين احتمال نيز وجود دارد كه پيوستگى جهان آفرينش و مخصوصاً زندگى انسانها با يكديگر سبب مىشود كه اگر فرضاً ظلم و ستمى از ذات پاك او درباره كسى سر مىزد، به ديگران هم سرايت مىكرد و جنبه «ظلّام» به خود مىگرفت.
چگونه ممكن است خداوندى كه منزّه از هر عيب و نقص، و موصوف به تمام صفات جمال و جلال است به وصف «ظلّام» موصوف گردد.
در اينجا تفسير چهارمى است كه از همه اين تفاسير بهتر به نظر مىرسد و در بعضى از روايات معصومين عليهم السلام اشاره به آن شده، و آن اينكه: آيه فوق با توجّه به آنچه درصدر آيه آمده، ناظر به ابطال عقيده جبر است، مىفرمايد آنكس كه كار خوب كند به نفع خود كرده، و آنكس كه كار بد كند به زيان خود كرده است بنابراين همه در انجام اعمال خود مختاراند و اگر خداوند بندگان را مجبور بر گناه مىكرد، سپس آنها را مؤاخذه و مجازات مىنمود قطعاً «ظلّام» بود، و چون خداوند ظلّام نيست هرگز بندگان را مجبور بر زشتىها و سپس مؤاخذه و مجازات بر آن نمىكند.
در حديثى از امام ابوالحسن الرّضا عليه السلام مىخوانيم: يكى از يارانش از او پرسيد:
«آيا خداوند بندگان را مجبور بر گناه مىكند؟ فرمود: «نه، بلكه آنها را مخيّر ساخته، و مهلت داده تا توبه كنند».
او سؤال مىكند: آيا خدا بندگان را تكليف" ما لايطاق" مىكند؟ امام عليه السلام
[١]. تفسير الميزان، جلد ١٧، صفحه ٤٢٧.