پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٣ - عدل الهى
مقابل عدالت- سبب ظلمت و تاريكى است در هرجا باشد و شايد به همين دليل راغب در مفردات نيز ريشه اصلى اين واژه را همان ظلمت مىشمرد.
در لسان العرب آمده است كه اصل ظلم همان جور و تجاوز از حدّ است و در تعبير ديگرى مىافزايد: ظلم به معناى انحراف از ميانهروى است.
البتّه اين معناى: ظلم قرار دادن چيزى در غير محل شايسته آن و تجاوز از حدّ و انحراف از ميان روى همه به يك حقيقت باز مىگردد.
بعضى از دانشمندان ظلم را بر سه گونه تقسيم كردهاند: ظلم انسان نسبت به پروردگار كه مصداق اعظم آن كفر و شرك و نفاق است، و ظلم انسان بر ديگران و ظلم او به خويشتن، و براى همه اينها شواهدى از قرآن مجيد بيان شده، ولى از يك نظر هر سه قسم بازگشت به ظلم به خويشتن مىكند، چرا كه انسان اولين لحظهاى كه تصميم بر ظلم مىگيرد نخستين ضربه را بر خود وارد مىكند، همانگونه كه قرآن مىفرمايد: وَ ما ظَلَمُونا وَلكِنْ كانُوا انْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ: «آنها به ما ستم نكردند، بلكه به خودشان سنم مىنمودند». [١]
نقطه مقابل ظلم، عدل است، و براى آن دو معناى متضاد ذكر كردهاند:
نخست معناى معروف آن است كه به معناى قرار دادن چيزى در محل لايق و مناسب است، و اين مفهوم وسيع، مصداقهاى زيادى دارد از جمله عدالت به معناى موزون بودن، عدالت به معناى رعايت تساوى و نفى هرگونه تبعيض، عدالت به معناى رعايت حقوق ديگران، عدالت به معناى رعايت استحقاقها و
[١]. سوره اعراف، آيه ١٦٠.