پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٤ - ١ مقصود از كلام اللَّه چيست؟
«جاى سخن قلب است، و زبان ترجمان قلب قرار داده شده»
و به اين ترتيب خواستهاند خود را از تضادى كه در ميان حادث بودن كلام، و قديم بودن صفات الهى مىديدند رهايى بخشند.
ولى آنها با اين سخن گرفتار مشكل بزرگترى شدهاند و آن اينكه اگر منظور از كلام نفسى تصوير الفاظ و جملهها، و گذراندن آنها از ذهن و فكر باشد، اين امور درباره خداوند معنا ندارد، زيرا ذات پاك او جايگاه اينگونه عوارض انسانى نيست.
و اگر منظور علم خداوند به محتواى قرآن مجيد از ازل بوده باشد، جاى شك نيست كه او از ازل احاطه علمى به همه اين امور داشته است، ولى در اين صورت كلام نفسى بازگشت به علم خدا مىكند، و صفت ديگرى نخواهد بود.
نتيجه اينكه محتواى كتب آسمانى هميشه در علم خدا بوده و اين چيزى جز صفت علم نيست، و امّا خود الفاظ و نقوش بدون شك حادث است و در اين ميان چيز ثالثى بنام كلام نفسى كه قديم و غير از علم خداوند بوده باشد نداريم.
اينها همه امورى ظاهر و آشكار است، ولى متأسفانه جر و بحث درباره قديم و حادث بودن كلام نفسى بخش وسيعى از تاريخ اسلام را تاريك ساخته، و حوادث خونبارى به وجود آورده.
گاهى حكومت وقت طرفدار جمعيت معتزله بود (مانند بعضى از خلفاى بنىعباس) در اين موقع اصرار داشتند كه همه اعتراف به حادث بودن كلام اللَّه كنند، و گروهى را به خاطر عدم اعتراف به اين معنا از دم شمشير گذراندند.