پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٣ - ١ مقصود از كلام اللَّه چيست؟
آسمان و زمين و آفرينش آدم، و مسأله رزق و روزى و بخشش گناه بندگان و ارسال پيامبران و رسولان، هنگامى كه عقل صدور اين افعال را از خود مىبيند صفاتى همچون خالق و رازق و غافر را براى خداوند انتخاب مىكند و مسلماً قبل از اينكه خدا موجودى بيافريند يا روزى دهد يا مشمول مغفرت خود سازد اين اوصاف صدق نمىكرد (البتّه قدرت بر اين امور داشت، ولى بحث از قدرت نيست، بلكه سخن از خود اين افعال است).
بنابراين حساب اين اوصاف كه صفات فعل ناميده مىشود از صفات ذات كه قائم به ذات پاك پروردگار، بلكه عين ذات او است، جدا مىباشد، و عدم درك اين واقعيت، طرفداران قديم بودن كلام اللَّه را به مطالب مضحكى مانند قديم بودن جلد و غلاف كشانيده است.
٤. گروهى از اشاعره كه اين مسائل را درك مىكردند به حكم ناچارى مسأله «كلام نفسى» را مطرح كردهاند، كلامى كه بتواند قديم باشد و قائم به ذات پروردگار.
آنها براى اثبات اين مطلب به اين آيه تمسك جستهاند كه قرآن درباره جمعى از منافقين مىگويد: وَ يَقُوْلُوْنَ فى انْفُسِهِمْ لَوْلا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِما نَقُوْلُ: «در دل خود مى گويند: چرا خداوند ما را بخاطر گفته هايمان عذاب نمى كند؟!». [١]
يا به شعر معروف اخطل كه از شعراى عصر بنىاميه است تمسك جستهاند
|
انَّ الْكَلامَ لَفِى الْفُؤادِ وَ انَّما |
جُعِلَ اللَّسانُ عَلَى الْفُؤادِ دَلِيْلا |