پيام قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٥ - آرى او بهترين است
اين گونه موارد جنبه تفضيلى دارد)
در برابر اين سؤال، دو پاسخ وجود دارد:
نخست اينكه: «خير» در اين گونه موارد، مفهوم تفضيلى و مقايسهاى خود را از دست مىدهد، و به معناى كثرت است، بنابراين اوصاف فوق، اشاره به رحمت واسعه خداوند و حكومت گسترده، و روزى فراوان، و نصرت و يارى بىدريغ او است، بىآنكه مقايسهاى در كار باشد «ما للتُّرابِ وَ رَبٍّ الأَرْبابِ؟» (چه نسبت خاك را با خالق پاك). [١]
ديگر اينكه: مفهوم مقايسه در اين اوصاف وجود دارد، منتها مقايسهاى صورى و ظاهرى همانگونه كه در احسن الخالقين (بهترين آفرينندگان) نيز گفته شده است، در حقيقت انسانهايى كه واسطه رساندن روزى به ديگران مىشوند رازق شمرده شدهاند، و رحمتهاى جزيى افراد بشر به حساب رحمت آمده است، و همچنين در مورد نصرت و حاكميّت و غافريّت، و اين گونه تعبيرات در قرآن مجيد كم نيست. (مرحوم علامه مجلسى در بحارالانوار، تفسير دوم را برگزيده است) [٢]
به تعبير ديگر از نظر فلسفى وجود حقيقى مستقل قائم بالذات، ذات پاك خدا است، و بقيّه در برابر او، عدمهايى هستند، هستى نما! و سرابهايى همچون
[١]. مرحوم كفعمى در مصباح در تفسير «خيرالناصرين» مىگويد: «مَعْناه كَثْرُةُ تَكْرارِ النَّصْر مِنْهُ كَما قِيْلَ خَيْرُ الرّاحِمينَ لِكَثْرَةِ رَحْمَتِهِ:» «مفهوم اين وصف اين است كه يارى به طور كثرت از ناحيه او تكرار مىشود، همانگونه كه گفتهاند كه خير الراحمين به خاطر كثرت رحمت او است (مصباح، صفحه ٣٤٦)- همين معناى را مرحوم صدوق در كتاب توحيد با مختصر تفاوتى آورده است (توحيد، صفحه ٢١٦).
[٢]. بحارالانوار، جلد ٤، صفحه ٢٠٧، او مىگويد: «الخير معنى التفضيل و لا حاجة الى ما تكلّفه».